هَشت حَرفی

از دید یک جوان اصلاح‌طلب سیاست خوان (دو)

چهارشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ب.ظ

سیاست به تنهایی به معنای تدبیر و خردمندی ست و  در اصطلاح به معنای تدبیر کلان جامعه. در لغت و اصطلاح واژه ی سیاست بار منفی ندارد؛ اما، در تاریخ ملل مختلف نام سیاست مدارانی به چشم میخورد که روش های کثیف و غیراخلاقی را در دستور کار خود قرار داده اند. تعبیر منفی سیاست بازی و یا سیاسی کاری را برای این دسته از سیاست مداران به کار میبرند. 

"جوزف شومپتر"(اقتصاددان و جامعه شناس آمریکایی) دموکراسی را فقط به این معنا میداند که مردم فرصت قبول یا رد مردانی را دارند که برآن ها حکومت میکنند. این تعریفی مختصر از انتخابات است که از نظر جوزف شومپتر تمام دموکراسی همین انتخابات رقابتی است(انتخابات تک نامزدی در دولت های کمونیستی ارتدکس یک قاعده بود که انتخاباتی غیررقابتی محسوب میشود). هرچند محدودیت های رای دادن مثل تحصیلات و جنسیت و نژاد به طور رسمی در اکثر کشورها از بین رفته اما محدودیت های غیر رسمی گاهی در بعضی کشورها مثل آمریکا وجود دارد  که نتیجه اش رای ندادن شهروندان است و در مقابل در بلژیک ، ایتالیا و استرالیا رای دادن امری اجباری ست. در ایران نه رای دادن امری اجباری ست و نه اینکه محدودیت رسمی و غیررسمی برایش وجود دارد. پس همه ی مردم به این کارزار سیاسی دعوت میشوند. از طرفی ما در ایران از انتخابات مخفی یا استرالیایی(چون اولین بار در سال 1856 در استرالیای جنوبیِ آن موقع به کار برده شد) استفاده میکنیم که سالم ترین نوع انتخابات است؛ چراکه، از خطرات تقلب و تهدید و ارعاب جلوگیری میشود. البته ناگفته نماند که بازهم این دلیل بر سالم بودن نمیشود؛ چراکه، سلامت انتخابات به اطلاعات قابل اعتماد و سنجیده، اوضاعی که بر دوئل های انتخاباتی حاکم بوده و چگونگی شمارش آراء و موارد دیگری بستگی دارد. 

میپردازیم به کف های انتخاباتی. فرض کنید لب ساحل روی شن ها نشسته اید و موجی به سمتتان می آید. بعد از فروکش موج، حباب هایی به جا میمانند که اصطلاحا به آن ها کف میگوییم. عامه ی مردم که یکی دو ماه مانده به انتخابات وارد فعالیت سیاسی میشوند حکم این کف های سوار بر موج، در دریایی وسیع را دارند و چون ساختار حزبی منسجمی در کشورمان وجود ندارد برای توجیه ملت و فراهم آوردن یکی از اصول انتخابات سالم که قبلا اشاره کردم یعنی اطلاعات قابل اعتماد، سنجیده و جامع، همین امر موجب غبار آلود شدن فضای انتخاباتی میشود و عملا  غلیان احساسات نتیجه ی انتخابات را تحت تاثیر میگذارد. سال هشتادوهشت این اتفاق را به خوبی میشد احساس کرد. در همان سال در پی نبودن اطلاعات قابل اعتماد، سنجیده و جامع، یکی دیگر از اصول انتخابات سالم که فضای حاکم بر مبارزات انتخاباتی ست در مناظرات و حتی کف خیابان های شهرهای بزرگ مملکت هم مورد هجوم ملت و سیاست مداران قرار گرفته بود و در پی همین، بعدتر به چگونگی شمارش آرا ایراد میگرفتند. این ها همه نشانه ی سالم نبودن یک انتخابات بود که سیاست مداران از هر جبهه‌ای با نشانه رفتن احساسات مردم، جای حل منطقی قضایا کار را به اردوکشی و کشتار عده ای که گرفتار فضای غبارآلود انتخاباتی شده بودند کشاندند.

ما قبل از انتخابات گرفتار سیاست بازی بقیه میشویم. از کف خیابان شروع میشود تا آنجایی که در جمع های خانوادگی صداها بالا میرود و رابطه ها خدشه دار میشود. در دانشگاه ها هم که وضع آنقدر فاجعه میشود که اصلا نیاز به توضیح نیست. دانشگاه های ما دیگر سیاسی به معنای پیش از انقلاب نیستند. دانشجوهایمان هم جای سردر آوردن از سیاست و حداقل فن آن، قصد بازی و سرگرمی دارند. هیچ چیز جدی گرفته نمیشود. همه ی این ها دست به دست هم میدهند تا جای اینکه ما با سیاست سرنوشتمان را تعیین کنیم، با احساساتی پوچ به سمت آینده برویم. به همین جهت است که بزرگان علم سیاست کشور، فلاسفه ی سیاست و جمعیت علمی امر سیاسی، موقع انتخابات هیچگاه دیده نمیشوند؛ اما، آقازاده ی فلان و داماد فلان و معاون و رئیس دفتر فلان میشوند سرتیتر خبرها. همین دیده نشدن کسانی که هم از فلسفه هم از علم و هم از فن سیاست سر در می آورند راه را برای عوام فریبی باز میکند و سیاست بازی جای سیاست را میگیرد و سیاست گرهایی که بالا میروند، با سیاست گذاری های نادرست سرنوشت دولت و ملت را تحت الشعاع قرار میدهند

پ.ن:  صبح هم با خبر شدیم علی رغم توصیه ی صریح رهبر انقلاب  آیت الله خامنه ای، رئیس دولت نهم و دهم کاندیدای ریاست جمهوری شد. یار غارش حمید بقایی هم که در قوه ی قضائیه و دیوان محاسبات پرونده دارد با او همقدم شد و او هم طبق پیش بینی اظهر من الشمس پست قبلی، ثبت نام کرد. به هرحال این نیز بگذرد.

  • ۹۶/۰۱/۲۳
  • #هَشْتْ_حَرفى

انتخابات