هَشت حَرفی

چاره آن باشد که تو را بنگرم*

پنجشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۵۹ ب.ظ

که تو بیش از حد دموکراسی را پیاده میکنی شاید و همین باعث میشود دل خور شوی. میدانی از دل دموکراسی میتواند یک دیکتاتور تمام عیار خارج شود؟ آدم ها برای اینکه به دموکراسی و یا حتی به جمهوری برسند مدت‌ها مطالعه میکنند. مدت ها مبارزه میکنند. از دل حوادث، پخته و مستحکم خارج میشوند. آن وقت یک روز که توانستند نام ملت را برازنده ی خودشان کنند، دموکراسی و جمهوری را لمس خواهند کرد. دموکراسی در مورد آدم سر به هوا و خامی مثل من که جواب نمیدهد، فقط یک دیکتاتور میسازد.

تو خوبی. تو به اندازه ی خودت خوبی. همان مقدار که میشود خوب بود خوبی. خوب در تمام معانی. خوب در تمام مکاتب. خوب در تمام کتاب ها. خوب در تمام سبک ها. خوب در تمام زمان ها. خوب در تمام دین های الهی. خوب در تمام آیین ها و روش های انسانی. خوب در شعر کلاسیک. خوب در شعر نو. خوب در سنت ها. خوب در مدرنیته ها. هر معنایی از خوب در تمام فلسفه ها. خوب در تمام هرآنچه هست ها.  خوب به معنای واقعی.

به هرچه خوب تر اندر جهان نظر کردم/ که گویمش به تو ماند تو خوب تر ز آنی (سعدی)
خوب اگر سوی ما نگه نکند/ گوژ گشتیم و چون درونه شدیم (کسائی)
چنین گفت خودکامه بیژن بدوی/ که من ای فرستاده و خوبگوی (فردوسی)
به پاسخ گفت رنگ آمیز شاپور/ که باد از روی خوبت چشم بد دور (نظامی)

اگر خوب نیستم... اگر؟ نه! حالا که خوب نیستم، شاید که بتوانم خوب شوم که نه با شنیدن حرف های صد من یک غاز، که «ببینی»، «تو» مدتی ست مهم ترینی هستی که شناخته‌ام. بدون اینکه بدانم چه اتفاقی افتاد و بدون هیچ استراژی قبلی و سیاست گذاری و سیاست شناسی و سیاست خوانی و سیاست گری. آن موقع خوب خوبی را کند جذب*!

*چاره آن باشد که خود را بنگرم (مولا نا)

*2 خوب خوبی را کند جذب این بدان(مولا نا)

  • ۹۶/۰۱/۳۱
  • #هَشْتْ_حَرفى