هَشت حَرفی

از دید یک جوان اصلا‌ح‌طلب سیاست‌خوان متعجب

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۵۳ ق.ظ

خیلی وقت پیش یکی از دوستان عزیز حوزوی مسیج داد که:«بزرگوار(من رو میگه ها!) کلاس های منطق با تدریس فلانی برگزار میشه. اگر دوست داری فلان روز و فلان ساعت که جلسه ی اول برگزار میشه، بیا حوزه تا یه جوری ردت کنم بیای تو و بشینی پای درسش، چون فقط از برای طلبه هاست.  با شلوار جین هم نیا که نشه ردت کرد.» القصه سرتان را درد نیاورم که حقیر با رعایت موازین اخلاقی، شرعی و عرفی، همراه دوست عزیزمان وارد آن جلسات شدم و حقیقتا هم استفاده کردم. سه ماه طول کشید تا این جلسات به آخرش برسند. در این سه ماه استاد بزرگ و صاحب نام هر جلسه میگفت: «عزیزانم، روشنگران آینده ی مملکت(طلبه هارو میگفت نه منو!)، خوب گوش هایتان را مسواک بزنید قبل از هرجلسه که من هر مطلب مهم را یک بار و هر مطلب بی اهمیت را ده بار تکرار میکنم.»

حالیا فرمایش استاد چقدر تاثیر میگذاشت روی اینکه ما مستمعین آنقدر دقیق بشویم و سر ذوق چپون بشویم که جز منطق هیچ نفهمیم را نمیدانم. اما میخواهم به شما بگویم که : ای عزیزانم، روشنگران آینده ی مملکت که اگر روشنگر نبودید که دست به کیبورد و وبلاگ نویس نمیشدید، چرا آن پستی را که من این همه رویش حساب کردم که کامنت‌های سازنده داشته باشد حتی زیرچشمی هم نگاهش نکردید؟ دی: به حدی نابود شدم که رفتم کامنت هایش را هم بستم که مثلا خودم نمیخواستم وگرنه که دیدگاه زیاد بود! بنده برعکس آن استاد، هر مطلب مهمی را شصتاد بار هم حاضرم تکرار کنم چون استاد نیستم که "اُستبِگیر" هستم فقط. زین جهت یک بار دیگر لینکش میکنم ذیل این اراجیفم تا بخوانید و لطفا نظرتان را درباره‌اش زیر همین پست جدید بنویسید! مهم است نظرتان میدانید این را؟ پست هم متناسب این روزهاست و روزهای بعد و سال ها بعد حتی.

از دید یک جوان اصلاح‌طلب سیاست‌خوان (دو)

  • ۹۶/۰۲/۱۱
  • #هَشْتْ_حَرفى