هَشت حَرفی

مناظره‌ی دوم از دید یک جوان اصلاح‌طلب

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۰۹ ب.ظ

مناظره را دیروز اینگونه پیاده کردم: یک   دو   سه   چهار   پنج   شش   ( به قول میرسلیم، به ما یاد دادن بیشتر بنویسیم! دی: )

و اینگونه دیدمش:

یک. مناظره ی سیاسی-فرهنگی را همانطور که انتظارش را داشتم شفاف تر و صریح تر دیدم. نامزدها بیشتر برنامه های خودشان را برای آینده مطرح میکردند و جو آرام تری حاکم بود.

دو. جهت ها مشخص شد و سه به سه مقابل هم بودند با این تفاوت که آقای مهندس میرسلیم به حق عدالت را رعایت میکرد و به نظر بنده اصلاح‌طلب‌ترین محافظه کار سنتی این مناظره بود. حتی میرسلیم را از جهانگیری اصلاح طلب تر دیدم. اشکالات دولت یازدهم را متذکر شد، پاسخ خواست و بدعهدی هایش را که ما اصلاح طلبان نیز میپذیریم مطرح کرد، نقدش را براساس تخصصش مطرح کرد و نه آنچه نمیداند، سعی کرد درچهارچوب سوالاتی که مجری میپرسید باشد، لباسی شکیل و ایرانی پوشیده بود، اخلاق را پاس داشت و زمان را در دست داشت و بیشتر از حقش نخواست. از میرسلیم ممنونم که نام خاتمی و دولتش را به نیکی و بدون ملاحظات سیاسی به زبان آورد.

سه. دو قطبی سازی جناب روحانی و جناب قالیباف را نمیپسندم. چهار درصد، نود و شش درصد قالیباف و جنگ طلب، صلح طلب روحانی بسیار بچگانه بود و هست. هردو قصد برانگیختن را دارند، با این تفاوت که روحانی کمی معتدل تر عمل میکند و قالیباف تندتر است که در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمیکند.

چهار. آقای رئیسی هم پلیس خوب هستند و با جناب قالیبافِ پلیس بد، بسیار خوب مچ شده بودند. رئیسی بیش از قالیباف به اخلاق پایبند است. او به عنوان نامزد برجسته‌ی (بدون کارنامه‌ی اجرایی!) محافظه‌کاران، آنقدر از فقر گفت که به نظرم مشخص شد قصدش از چند برابر کردن یارانه ی دهک های پایین گداپروری ست.  تفکر پوپولیستی که بالاخره توسط همان دهک های مورد هدف فریب خورده تشییع جنازه خواهد شد. رئیسی و قالیباف چند دستاویز داشتند که همگی اقتصادی بودند. میخواهم از دید اصلاح‌طلبی این مهم را برایتان شرح بدهم:

مهم ترین هدف ما از انقلاب که از آرمان هایمان بوده و هست، محور دین، عدالت علوی ست. ببینید عدالت یعنی چه؟ عدالت در معنای ساده اش دادن حق به حق دار است. دادن حق ذی حق به او. در عرصه‌ی اجتماع بالاترین حق، حق حاکمیت انسان بر سرنوشتش است که این تعریف مردم سالاری ست. یعنی دیدگاه دین و خصوصا اسلام درباره ی عدالت، مردم سالاری را رهنمون میشود. روشن ترین و بارزترین وجه بی عدالتی یا عدالت، درعرصه ی اقتصاد عیان میشود. پس عدالت اقتصادی بسیار مهم است.  اما مسئله ای که ما مطرح میکنیم این است که عدالت الهی و جوهری دین خدا را در صرف عدالت اقتصادی و آن هم اقتصاد صدقه ای که بعضی از حکومت ها به بهانه ی تامین این عدالت، همه ی آزادی ها و حق را از مردم میگیرند و حرمت ها را زیر پا میگذارند، به بهانه ی اینکه یک لقه نان به مردم بدهند که آن را هم نمیتوانند، دیدن؛ جفای به عدالت و دین خداست. حقوقی که انسان دارد و باید به او داده شود تا عدالت تامین شود بسیار بالاتر از حقوق اقتصادی یک انسان است که آن هم باید تامین شود. آقایان قالیباف و رئیسی مردم را چون احشامی میپندارند که تنها دغدغه شان خوردن است، حال آنکه همین آقایان هر وقت تحریم جدیدی بر تحریم هایمان افزوده میشد میفرمودند که ما برای شکممان انقلاب نکردیم. حالیا تمام دغدغه شان به طرز مضحکی فقر شده است. این مردم فریبی ست نه مردم سالاری. بهتر بود اندکی هم از اصل عدالت میگفتند نه از بخش عوام فریبانه ی غیرقابل اجرایش(به اذعان کارشناسان و مطلعان اقتصادی مملکت). سوابق آقای رئیسی در عرصه ی عدالت، امروز در رسانه ها دست به دست میشود و قالیباف هم که در مناظره های ریاست جمهوری سال 1392 تاحدی دستش در این زمینه رو شد.

پنج. نکته ی مثبت سخنان جناب قالیباف را آنجایی دیدم که در رابطه با دیپلماسی قدرت، مذاکره و عمومی بود. شرحشان در این رابطه بسیار خوب بود. 

شش. آقای هاشمی طبا در مقایسه با تکنوکرات مقابلش، آقای میرسلیم، آنقدر درخشان نبود؛ هرچند، بسیار خوب از پس جملاتش برآمد و صحبت های مفید و حساب شده‌ای داشت.

پ.ن: فضای بیان برخلاف بلاگفا، از اول فضایی محافظه کار و به دور از تنش های جدی سیاسی بود. اغلب نویسنده های سیاسی و اجتماعیش دید محافظه کارانه ای دارند که به زعم خودشان ارزشی و انقلابی ست. بنده معتقدم تعریفشان از انقلاب به نظریات مارکسیستی و ماکیاولی نزدیک است نه ارزش هایی که آیت الله خمینی معتقد به آن ها بود. علی ای حال تلاشم را میکنم که اصل اصلاح‌طلبی را نشان بدهم نه آنچه از رسانه‌ها به خورد همگان میدهند.

  • ۹۶/۰۲/۱۶
  • #هَشْتْ_حَرفى