هَشت حَرفی

#بیگناهِ_مجرم

پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ

یک "مال من" که سرچ کنیم بین آهنگ های پوشه ی موسیقی ، چقدر ترک ردیف می شود جلویمان؟ اوووو وَه!  با همین مال من ها و فوروارد کردنشان برای همدیگر چقدر آدم ها که نرفته اند سر خانه و زندگیشان. یک موقعی هم مزه اش میریزد. به گمانم طعمش نه شیرین است، نه ترش، نه تلخ و نه شور؛ که یک طعم گس دارد. مثل خیار. خیار مثل هویج از آن خوردنی هایی ست که هرچقدر بخوری چاقت نمیکند. دیگر مزه ی خیار جدید نیست. مزه اش ریخته و تکراری ست. اما عجب لذتی دارد یک خیار قلمی که گل زردی هم دارد، از بوته اش بکنیم و با آب زلالی بشوییم و خِرچ خِرچ بخوریم. اینطور نیست؟ نمک هم نزنیم اصلا! اگر نمک میخواست که بوته اش نمک هم میزد دیگر. عادت ها را باید نابود کرد، جلوی برچسب های مثبت و منفی ای که بقیه میزنند باید ایستاد، باید وجدان آگاه و بیدارتر داشت. خیار را باید خالص خورد. باید همیشه خورد. باید زیاد خورد. باید سر بوته، با آب چشمه شست و  تر و تازه خورد. خیار را باید با گوجه و پیاز و لیمو و نعنا تبدیل به سالاد شیرازی کرد و با عدس پلو یا فلافل و چلو مرغ خورد. خیار را فقط وقتی باید نمک زد که مقصد خیارشور باشد. آن هم دیگر اسمش خیار نیست. خیارشور است. زیادش فشار را بالا پایین میکند. بالا یا پایین؟ فکر میکنی خنده ات را یادم میرود وقتی از شوری و بالا پایین رفتن فشار حرف میزدی و ضبطش میکردی؟ نه من لحظه لحظه ات را ضبط میکنم.

خیار باید خورد. 

اولین بار که فهمیدم خیار طعم گس دارد از یک لغت نامه بود. دهخدا، معین، عمید؟ فکر میکنم عمید بود. صادق هدایت در بوف کورش طعم ساق پای معشوق خیالی را گس توصیف کرده بود. از گس رسیدم به خیار و از آنوقت هرگاه خیار میخورم ، توصیف صادق در ذهنم میچرخد و میگویم چقدر جنبه ام نسبت به پانزده سالگیم بیشتر شده و من چقدر بی شرم شده ام. به گمانم اندکی هم خسته ام و بسیاری هم پر از سوالم. نه خسته نیستم. تماما سوالم. به راستی چطور یک بی گناه، مجرم میشود؟ 

  • ۹۶/۰۵/۱۲
  • #هَشْتْ_حَرفى