هَشت حَرفی

#بسامدهای_بم

شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴ ق.ظ

قرار است چاپ شود؟ - قرار نیست، سر وقتش چاپ می‌شود حتما. - کجا؟ - بیشتر خود دانشگاه - همه‌ی دانشگاه‌ها؟ - نه دانشگاه تهران. - عجیب است که این‌ها را به من می‌گویی و می‌گذاری قسمتی از یادداشتت را بخوانم که هنوز چاپ نشده. شاید سوء‌ استفاده کنم. - تو قسمتی از تحقیق میدانیم هستی و دلیلی برای سوء استفاده نیست. - یعنی ابزارت نزدیک شدن به من است؟ - قبلا خودکشی کرده‌ای - و تو چون جامعه‌شناسی می‌خواهی بشناسی - و من چون می‌خواهم آرام شوم باید این مسیر را طی کنم . ادعای جامعه‌شناس بودن ندارم. اول مسیر است. - بگذار ببینم، نتیجه‌ی کارت را کجا میتوانم بخوانم؟ - اگر نتیجه‌ی واقعیش را بخواهی در وبلاگم و اگر بخواهی اصطلاحات بی‌معنی را بخوانی و دست آخر فحش بدهی که این اراجیف چیست که نوشته، جای دیگر.

به مغز من دست نزن سرایت درد شده

من هم زمانی وبلاگ مینوشتم. روزمره نویسی. از کجا پیدایم کردی؟ - آدرست را دادند دستم، گفتند برو. - زیادی صادق نیستی؟ گفتی ابزارت نزدیک شدن به من بود و تعریف کردی و آشنایی دادی تا بیشتر بشناسمت تا صرفا مشاهده‌ی میدانی کرده باشی.

به قلب من دست نزن بیماری سرد داره
به روح من نزدیک نشو که سال هاست طرد شده

میخواهم تو هم صادق باشی و بگذاری قسمتی از زندگیت را بدانم. و اینکه مشاهده‌ی میدانی با تحقیق میدانی تفاوت دارد. شنیده‌ام که تحصیل کرده‌ی پلی‌تکنیکی. - همه چیز را میدانی، چرا میپرسی؟ - تنها چیزی بود که شنیده بودم. حتی اسمت را هم نمیدانم. 

و از همون دور به من حس ماورایی بده
از موجودی که جون داره به من یک تداعی بده

روانشناس نیستم؛ اما، نیمه باز بودن چشمانت تاثیر عجیبی می‌گذارد. - پلی تکنیک که درس بخوانی روان‌شناس نمیشوی؛ میدانم. یک بار دختری که از من متنفر بود میگفت چشمانت تحقیر میکنند. حرف مفت میزد. - خیلی هم حرف مفت نمیزد. آدم‌ها شاید همانی را که می‌خواهند از چشم‌های هم بیرون می‌کشند.

و مثل نقاشی به من خو کن از مجرای نگاه
که من حرکت نمی تونم از چارچوب قاب سیاه

 شاید. از روابطت با خانواده‌ات برایم میگویی؟ - تو مگر گفتی؟ - از اولش فقط من میگویم. نمیخواهی چیزی بگویی؟

به صدای من گوش نکن موسیقی زرد داره

با دختری آشنا شدم که فلسفه میخواند. - با دختری آشنا شدی که فلسفه میخواند. - تکرار نکن!

که استنشاق بوی تو، اتصال عبث داره

آدرس وبلاگت را میخواهم. - هشت حرفی را سرچ کنی میرسی. - هشت حرفی چرا؟ - به چند دلیل موجه. - که نمیگویی؟ - دیگر چیزی نمیگویم تا چیزهایی بگویی. جواب مسیجم را که بدهم صدایت را ضبط میکنم.(ماه پیشانی من، از این ور یا آن ور که سردت میشود، از این ور تا آن ور عصر یخبندان میشود. میشوم اسکراتی که دنبال بلوط میدود و نمیرسد. میخواهم بلوط را بکوبم زمین، زمین را سوراخ کنم، از هسته ی درونیش مشتی مواد مذاب بردارم و برایت بیاورم تا تمام شود عصر یخبندانت، تا بدانی مشکل تو نیستی، مشکل تمام سردهایی هستند که عصر یخبندان ساخته‌اند و اسکرات‌ها را در به در بلوط میکنند.) - دو ساعت است حرف میزنیم. اگر همین‌ها را ضبط میکردی کافی بود. - ضبط کرده‌ام. حالا شرح واقعه را میخواهم. - جواب مسیجت را بده!

ترکم نکن که میمیرم، بسامدهای بم میشم*

  • ۹۶/۰۵/۱۴
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

چه پست عجیبی

شاید هم :)
هادی.. هادی.. هادی😢

:)
اسم اهنگ را میشود بپرسم؟:)

باورتان بشود که نمیدانم.
Yellow harmony  مهدی پاکزاد 
همون روز دانلود شد و تاکنون دارد میکشد مارا…

ممنون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">