هَشت حَرفی

امیرکبیر و مصدق از زاویه‌ای دیگر

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۳۰ ب.ظ

امیرکبیر با همه‌ی اصلاح‌طلبی‌ها و خدماتش، در عرصه‌ی سیاست، فردی تندخو بود. رفتارش با درباریان و شاه، خوب نبود. از آن گذشته معلم ناصرالدین شاه قاجار هم بود و این علتی بود برای اینکه در همان مقام استاد و شاگردی بماند و توجهی به حرف های شاه  نکند و از آن ها سرسری و با کنایه بگذرد. این طور نبود که صرفا مادرشاه عامل قتل امیرکبیر باشد. درباریان همه علیه او بودند. شاید اگر میرزا محمدتقی‌خان فراهانی از در گفت‌وگو و صلح با مفاسد دربار مبارزه میکرد طور دیگری میشد. شاید اگر متوجه میشد که این شدید اللحن بودنش یک ملت را سال‌های متمادی داغدار و عقب افتاده‌ خواهد کرد، رویه‌ای دیگر در پیش میگرفت.

امیرکبیر را در باغ فین حصر کردند. حتما اگر آن زمان مردم آگاه میپرسیدند که این چه اوضاعی ست و چرا صدر اعظم را با آن همه خدماتش به ملت، حصر کردید؟ میگفتند که او در کاشان، شهری خوش آب و هوا، در باغ فین است که کم از کاخ‌های پادشاهی ندارد و امکاناتش از زمانی که آزاد بود هم بیشتر است و عیش و نوشش در کنار درختان سر به فلک کشیده ی باغ به راه است. حتما میگفتند حصر به نفع اوست و اگر آزاد باشد زنده نمیماند.

همین ها در مورد دکتر محمد مصدق هم صدق میکند. او هم از در گفت‌وگو با شاه وارد نشد و به محمدرضا پهلوی نفهماند که  صلاح مملکت را میخواهد و صلاح مملکت به صلاح شاه و ادامه‌ی حکومتش است. به جای همه‌ی این‌ها مجلس را منحل کرد. گذاشت اطرافیان شاه او را مجاب کنند مصدق، که خود شاهزاده‌ای قاجاری بود، قصد براندازی حکومت را دارد. به همین شکل با آیت‌الله کاشانی هم وارد گفت‌وگو نشد و آنجایی هم که قصدش را داشت آیت‌الله نپذیرفت.

نه امیرکبیر و ناصرالدین شاه قاجار، نه مصدق و محمدرضاپهلوی و نه مصدق و کاشانی، هیچکدام طریقه‌ی گفت‌وگو را بلد نبودند و سرانجامِ زمامداری هر چهار نفرشان همان بود که در کتب تاریخ بارها گفته شده. ما اما درس نمیگیریم. فقط سال‌هاست حسرت وجود امیرکبیرها و مصدق‌ها را میخوریم و امیرکبیرها و مصدق‌های عصر خودمان را حسرتشان را میگذاریم برای نسل بعد. همان کاری که پدرانمان کردند.

  • ۹۶/۰۸/۰۸
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

  • جناب دچـ ــــار
  • بیشتر اصلاح طلب ها ذاتا تندخو هستند هر چند مشق مدارا می کنند :)

    اسم ببرم؟

    در عوض اکثر معتقدان به اصول و اصولا افراد مقابل اصلاحات حتی توان مشق مدارا رو هم ندارن. یعنی حتی ازشون انتظاری هم نمیره. امیر کبیر، ناصر الدین شاه، مصدق و محمدرضا پهلوی سمت و سوی اصلاحی داشتن که ازشون انتظار گفت و گو میره.
    اسم ببرم؟ حاج آقای پناهیان در عصر حاضر. اسم ببرم؟ حاج آقای علم الهدی. اسم ببرم؟ سردار قاسمی. اسم ببرم؟ انصار حزب الله و سرانشون. بسیارند! بسیار! حتی انتظار این مسئله رو هم نمیشه ازشون داشت.
  • جنابــــــــ دچار
  • پس میشه گفت دو طرف آداب گفتگو رو رعایت نمی کنند.

    میشه گفت که این خاصیته قدرته؟ که گفتگو بردار نیست؟
     یه قانونی هست میگه که تا وقتی زورت میرسه چرا باید بری پای میز مذاکره؟

    کلا به ما هیچوقت آداب گفت و گو رو یاد ندادن که حتی رعایت بشه. 

    این خاصیتیه که سیاست بازی و قدرت طلبی به همراه خودش میاره. اصل قدرت که ابزاره و مفید هم هست. قضیه ی کردهارو چجوری فیصله دادن؟ با گفت و گو. زورشون نمیرسید یورش ببرن و نسل کشیشون کنن؟ میرسید. مذاکره یعنی منتفع شدن دو طرف. از کجا معلوم واقعا درست فکر میکنی که قدرتت میرسه؟ مگه قبل جنگ چندبار صدام سفیر ایران رو نخواست که آیا میخواید حکومت مارو براندازید؟ جواب گرفت که نه. پرسید پس این لجن پراکنی علیه ما چیه؟ در آخر وقتی هشدار میومد که عراق قصد حمله به ایران رو داره ، قاطعانه پاسخ میدادن غلط کرده. حمله کرد نکرد؟ ملت رو به ستوه نیاورد؟ اون همه شهید ندادیم؟ همین در مورد مجاهدین خلق هم بود.  اگر گفت و گو بلد بودیم همون سال های اول انقلاب اون همه نخبه ی سیاسی از بین نمیرفتن. از اونا کیا موندن؟
    ممنون:)
    خیلی بانظرتون در جواب "جناب دچار" موافقم:)

    خواهش میکنم :)
  • جنابــــــــ دچار
  • گفتگو نبود اون چیزی که مشکل اقلیم رو حل کرد (دقیقا قدرت بود)

    بارزانی: جز کوه های کردستان کسی پشت سر ما نماند :)))

    گفت و گو بود. هر گفت و گویی پشتش قدرته. دو طرف قدرت رو داشتن. یه طرف قدرت نظامیش بالا بود. اونا قدرت همراهی اجتماعیشون رو داشتن و حتی میتونستن با ترفندهایی از پیشمرگه ها و کردهای ایران و ترکیه هم کمک بگیرن و بلبشویی جدید بشه. دقیقا گفت و گو بود که ریختشون به هم. بارزانی تنها موند و عقب نشست فعلا.
  • جنابــــــــ دچار
  • اون قدر که کردهای ایران همدلی داشتن با همه پرسی خود کردهای عراقی نداشتن / نشونه اش هم قحطی و کمیاب شدن مواد غذایی و سوخت در اقلیم بود حین و پس از همه پرسی .

    http://www.alef.ir/news/3960712260.html

    و این

    https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/07/03/1529161

    خب؟ ربطش به موضوع؟ 
  • جنابــــــــ دچار
  • + ربطش به این بود که قدرتی در دست بارزانی نبود / حتی پیشمرگه هم حاضر نشد در کرکوک جانفشانی کند :) چه برسد به اتحادیه میهنی و سایر رقبا/ اگر سرباز داشت تا تهش می رفت.
    متاسفانه این تحلیل غلط در داخل کشور حتی در سطح نمایندگان کرد مجلس ما هم وجود داره که استقلال کردها مسئله مهمی است! ولی به قول شما بحث اینه که تا وقتی قدرت باشه گفتگو در سیاست معنایی نداره// حتا وقتی گفتگو هم باشه طرفی که قدرت دارد توافقنامه را به پشیزی هم نمی گیرد همچنانکه ما هم نگرفتیم تا جایی که دکتر روحانی گفت: « ما موشک را ساختیم، می‌سازیم و خواهیم ساخت!».


    این مطلب رو هم درمورد مشق مدارای اصلاح طلب ها از درون ببینید :
    http://www.jamaran.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B1-59/684962-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AC%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86



    هنوز هم صحبت شما ربطی نداره به موضوع برادر. اولا استقلال کردها مسئله ی حیاتی و مهمی بود و هست و بعدا هم خواهد بود براشون از دید اونا این تحلیل غلط نیست. از دیدماست که غلطه. اگر مملکت ماهم اتفاقی توش بیفته همین تحلیل غلط عامل جدایی کرد و ترک و عربه. نماینده ی اونا یعنی جمعی از تفکراتشون. نادیده گرفتن قدرت امثال بارزانی ها یعنی جدایی بحرین ها. ثانیا بارزانی قدرتش رو از دست داد چون گفت و گو کردن اطرافیانش و راضی شدن به همکاری و احتمالا به مرور به دستگاه دولتی عراق راه پیدا کنن و این راه دموکراسیه. بله اگه راضی نمیشدن نه تنها بارزانی قدرتمندتر میشد که تونایی همراه کردن پیشمرگه های اطرافش و کومله های ایران رو داشت . 
    وقتی گفت و گو میشه مهم نیست یه طرف پشیز بگیره یا نه. این خیلی ساده انگارانه ست. ما گفت و گو میکنیم، منتفع میشیم و اگر دیدیم دیگه همه چیز از حالت معامله ای خارج شده و ضد ماست توافق خود به خود نقض شده محسوب میشه. چرا بحث مذاکره ی هسته ای رو شما اساسا پیش میکشی؟ اون مفصله و اینجا اصلا جاش نیست. بحث من در مورد مشاهیر همین مملکت بود. قدرت امیرکبیر و ناصر الدین برابر بود تقریبا. قدرت مصدق و محمدرضا پهلوی برابر بود. از یه مملکت بودن و اتفاقا قصدشون هم پیشرفت مملکتشون بود ولی نتونستن باهم کنار بیان و بشینن گفت و گو کنن. الانم ادامه داره اون روند تا جایی که اقتصاد دان ها معتقدن ادامه ش طی چندسال آینده مارو به اقتصاد ونزوئلایی میرسونه. بدون خوندن درست نوشته، بحث به انحراف کشیده میشه. بارزانی نمونه ی بارزش تو سیاست امروزه که خب اینطور که مشخصه درست مباحث رو دنبال نکردید و احتمالا برداشتتون از گفت و گو چیزیه که قدرت توش معنا نداره که سراسر نادرسته.
  • جنابــــــــ دچار
  • هیچوقت دوست نداشتم با یک علامه ی دهر بحث کنم :)

    بنده مستندش میکنم به وقایع امروز و گذشته و شما نهایتا به اینجا میرسید. مشکل از کجاست؟ اگر گفتن اینکه شما مغلطه میکنی خودش مغلطه نبود تو هرجمله نمیشد صدتا مغلطه پیدا کرد وقتی از متنی که مربوط به قدرت درون یه مملکته به حسن روحانی و مذاکره رسیدید؟عین غرض ورزی نیست وقتی که یهو بحث اصلاح طلبی رو تو کامنت اول پیش میکشید و با تهدید اسم ببرم مصداقیش هم میکنید؟  یا شما منظور بنده رو نمیفهمی، یا من منظور شمارو ، یا جفتمون منظور هم رو، یا شما متن رو خوب نخوندی یا من نظرات شمارو خوب نخوندم. دلیل نمیشه سریع متهم کنی به علامه ی دهر پنداری و عقب بکشی.
  • جنابــــــــ دچار
  • یه جوری بحث نکن که طرفت اگه اهل بحث باشه از گوشه ی تصویر کنار بکشه :)
    + اگر اهل جدل باشه هم اونجوری که خودش دوست داره ادامه میده :) که من ادامه نمیدم

    + ولی بیا زبون هم رو یاد بگیریم :) خیلی بده که من و تو به هم ارادت داریم قلبا ولی تا حالا یه بحث خوش از گلومون نرفته پایین :)

    این همون بلد نبودن گفت و گو هست که منم بزرگ شده ی همین فرهنگم و بلد نیستم. فقط یه مقدار طاقتم تو بحث و هم جدل بیشتره.
    + یاد گرفتن  زبون هم زمان میبره :)
  • جنابــــــــ دچار
  • یبار ما رو با خو دت ببری اون سفرهای مجردی درست میشه :)

    سفرا که مال گداهاست؟  :)) میخوای به جمع ما گداها بپیوندی؟ :))
  • جنابــــــــ دچار
  • :)
    گدایی بهتر از بردگیه دکتر :))

    من یه بار رفتم به غلط کردن افتادما :)) میام تهران، یه مسیری فراهم میکنم واسش، نه به اون شدت ولی میشه فراهم نمود فضا رو اگه تا یه سال دیگه بلاگ دات آی آری وجود داشته باشه.
    لینک میشه به گوشه بلاگ
    شاید به زنگ تاریخ
    شاید به روزای خسته از نابلدی در گفتمان هامون

    تشکر میشه :)
    یاد این جمله افتادم که:
    "تاریخ همیشه تکرار میشه"
    یعنی روزی میرسه که دیگه حسرت نخوریم؟!!!

    حسرت در تاریح هم احتمالا تکرار میشه :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">