هَشت حَرفی

#کاسب_ترور

پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ ، ۰۱:۳۰ ب.ظ

اول: یک جناح و تفکر عجیب(نمیگویم مریض)، در مناظره ها، وزرایی که از مجلس هم سو با خودشان رای اعتماد گرفته بودند را کاسب میدانستند. لیدر این جناح فردی بی سواد با مدرک دکترا بود که میخواست مهم ترین درجه ی سیاسی مملکت را به چنگ آورد اما حتی توان تلفظ واژه‌ی #پروپاگاندا  را نداشت. لیدری که با رفتار منافق گونه اش با یک خواننده، بهشتی مظلوم را مظلوم تر از پیش نشان داد. توان مناظره نداشت و کبریت بی خطری از شهرداری تهران با خودش آورده بود که تاکید کبریتش روی مفاسد اقتصادی بود، در صورتی که مدیریت جهادی اش(!) تهران را بدهکار کرده بود، هر پروژه را با سه برابر قیمت پیش‌بینی شده به اتمام رسانده بود، اختلافش با احمدی نژاد بر سر افشای یک سری اطلاعات در مورد فساد اقتصادی بر سر زبان ها بود(راست یا دروغش پای کسانی که منتشر کردند)، قضیه‌ی املاک نجومیش نا معلوم بود و هست هنوز هم و بماند ماجرای الهه راستگو. بعد از انتخابات هم رسانه‌هایش به طرز مضحکی دم از تخلف میزدند و بعد که مشخص شد تخلفی نبوده، صحبت از جنبه داشتن خودشان کردند که بهتر است ورود نکنم. خط قرمز است دیگر! جمهوری ما پر از خط قرمزهاست.
همان جناحی که وزرا را کاسب دانستند، #کاسبان_تحریم دیروز و #کاسبان_ترور امروزند. کافیست سری به توئیت های احمد توکلی اقتصاد دان(!) و الیاس نادران  بزنیم. درست موقعی که ملت ندای #در_کنار_همیم سر میدهند آقایان انقلابی و ارزشی به دولتی با بیست و سه میلیون رای حمله میکنند.  احتمالا به اعتبار سه میلیون رای خودشان که با وعده های پوچشان شانزده تا شد. از قضا دوستان عقلانیت همین جا روشن میشود. این جناح توان درک عقلانیت را ندارد و از همین رو در انتخابات اخیر ناشیانه و حساب نشده تر از همیشه عمل کرد. (حیف وقت که برای این مسائل و این آدمها(؟) میگذارم)

دوم: یکی از دوستان نزدیکم را در دفاع از حرم از دست دادم و آنقدر این قضیه برایم گران تمام شد که هیچگاه پس از خاکسپاری نتوانستم به مزارش بروم و نخواهم رفت. دیروز باز یکی دیگر از دوستان اهل ارومیه‌ که آشنایی دوری داشتیم، در حادثه ی تروریستی کور، توسط مزدوران آمریکا و عربستان به شهادت رسید. دیگر شهید حادثه حسین بنی اردلان، سال 88 رئیس ستاد مهندس میرحسین موسوی در خراسان شمالی بود. راهی سخت در پیش داریم.

سوم: در مورد 2030 (هم متن انگلیسی و هم متن فارسی که لینک دانلود جفتشان را گذاشتم) از دید بنده این بیانیه اصلا اهمیتی ندارد وقتی رهبر مملکت صراحتا مخالفتش را اعلام میکند. مشکلات ما ریشه‌ای‌تر از این حرف‌هاست. در مورد استقلال،  نکته‌ای را ذکر کردند که حقیقتا ارزشمند و دقیق بود و صد البته پذیرفتنی ست؛ ولی، سوالی دیگر پیش می آید که عزیزان ما، مسئولان ما، این دلسوزانی که سال هاست زمام امور را به دستشان گرفته‌اند و انقلاب فرهنگی را پیش میبرند، همین‌هایی که در شبکه‌ی چهار سیما هم خیلی صحبت‌ها میکنند، در طول چندین سالی که «جمهوری اسلامی ایران» شده‌ایم، برای نظام آموزشی مملکت چه کرده‌اند؟ برای نهاد خانواده چه کرده‌اند؟ اصلا برای فرهنگ جامعه چه کرده‌اند؟ سعی کنند توضیحشان حداقل در مورد فرهنگ را بدهند که ببینیم در آن شوراهایشان در مورد چه چیزی بحث کرده و تصمیم‌گیری میکنند؟

پاسخی اگر بود ما امروز از لحاظ فرهنگی نه در فقر که در نقطه ی منفی نبودیم.

  • ۹۶/۰۳/۱۸
  • #هَشْتْ_حَرفى