هَشت حَرفی

#بیست_و_دو_سالگی

شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ ، ۱۱:۱۸ ق.ظ

تفاوت های من هیجده ساله با من بیست و دوساله در این هاست که نسبت به جمع خوش بین تر و نسبت به فرد، به شدت بدبین شده ام. چاقو فروش با پزشک برایم تفاوتی ندارند. پیرمرد هشتادساله با کودک پنج ساله تفاوتی برایم ندارند. رئیس شورای شهر با سرباز نگهبان کنار کلانتری فرقی برایم ندارند. حتی همان روابط عادی و ساده با جنس مخالف به شدت محدود شده. آرام تر و با حوصله تر شده ام. به دوران کودکیم بازگشتم و سعی میکنم تخیل ها و خوشی ها و خاطرات آن موقع را زنده کنم. از ارتفاع که نمیترسم هیچ، گاهی با یک طناب بین زمین و هوا آویزانم و آن پایین پر از صخره هایی ست که اگر کمی حواسم نباشد تکه تکه ام میکنند. موقع رانندگی آنقدر لم میدهم که انگار پشت بنز نشسته ام و نزدیک بود جریمه هم بشوم به خاطرش که با پا در میانی خودم(!) حل شد. بیشتر از دوچرخه استفاده میکنم و پیاده گز میکنم و عشق ماشین از سرم پریده. برایم مهم نیست از سرما یخ زدن و از گرما پختن، حسش نمیکنم. شکمو نیستم، از کم سن ترین فرد خانواده هم تغذیه ام کمتر شده. بیشتر فوتبال تماشا میکنم و به نظرم فوتبال، معجزه ی قرن بیست، بیست و یک، بیست و دو و الی آخر است. بیشتر و خیلی بیشتر از همه ی اطرافیانم علاقه به حضور در بین مردم را دارم، آنقدر که صف نانوایی برایم حکم یک مهمانی مجلل دارد و حقیقتا لذت میبرم. از قضاوت نادرست و زودهنگام بقیه در موردم اذیت نمیشوم و بیشتر از اینکه برایشان مهم بوده ام کیف میکنم. رابطه ی دوستانه ام را در لحظه نابود میکنم و اصلا برایم مهم نیست چه کسی را از دست میدهم و از چه امتیازی ممکن است محروم شوم. از خوشحالی دیگران خوشحال نمیشوم و از ناراحتیشان هم ناراحت نخواهم شد. عمده ی اعتقاداتم را کنار گذاشته ام و الان احساس راحتی و رضایت بیشتری دارم. 

  • ۹۶/۰۵/۲۱
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

چه تغیرات خوبی چقدر بزرگانه فکر می کنید خیلی خوبه

اگر فکر کنم :)
حاضری

شبای تابستون!
چقدررر تغییـــــر ...
چقد طول کشید ؟ قیمتی امـ داشت ؟

قیمت از دست دادن آدم های زیادی. 
چه خوب که از خودتون رضایت دارید. 

رضایت ندارم... فقط این شکلیم . فقط همین.
  • آرتمیس ‌‌
  • اول که تولدتون مبارک :)
    دوم هم که همش خوب بود، ولی  هنوز مونده به بلوغ کااااامل عقلی برسین! هر وقت عشق فوتبالم از سرتون پرید، بیاید مهر تأیید بزنم! امضا یک عدد عقل کل!

    تولدم نیست ولی که :) 
  • مـــحـــدثـــه ...
  • از خوشحالی دیگران خوشحال نمیشوم و از ناراحتیشان هم ناراحت نخواهم شد. 
    منم بعضی وقتا این حس رو دارم، ترسناکه،به نظرم وجود این حس ترسناکه،اصلا دوست ندارم وجود این حس، در من تا ابد ریشه کنه.

    واسه من نجات بخش بوده.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">