هَشت حَرفی

دید موسی یک شبانی را

سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ ، ۱۱:۳۷ ق.ظ

     آن موقع‌ها خیلی داغ‌تر و پرجنب‌وجوش‌تر از الان بودم. یک سری چیزها را ندیده بودم و درک نکرده بودم. متاسفم که امروز به این وضع افتاده‌ام و از آن نگاه با منطق ریاضی‌ام به جایی رسیده‌ام که ثابت کنم جمع اضداد ممکن است. صحنه‌ی اجرا آدم را عوض می‌کند. همین چند وقت پیش راضی شدم بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنم که بدتر نباشد. این ظلم بزرگی بود در حق خودم.

     اصلا از بحث خارج شدم. میگفتم که سرکلاس نشسته بودیم و من آن موقع‌ها خیلی داغ‌تر و تندتر از الان بودم. کسی که تدریس میکرد مطلبی را مطرح کرد و من با همان روحیه‌ی اعتراضی، عصبی دستم را بلند کردم، اجازه گرفتم و بلند شدم و با صدای بلند گفتم:«آقا من با شما مخالفم. حرفی که میزنید اساسا با منطقی که ادعاش رو کردید، سازگار نیست. چرا همچین اتفاقی بیفته؟» و منتظر بودم که بگوید چه خوب و آیا دلیل موجهی برای مخالفتت داری؟ و یا اینکه عصبانی بشود و مثلا بگوید بنشین سرجایت ببینم بچه پررو! اما، او آرام به چشم هایم نگاه کرد و بیخیال گفت:«طبیعیه. اختلاف نظر داریم و طبیعیه». آب سردی بود بر آتش و تندی آن موقعم و گفتم ای موسی دهانم دوختی، وز پشیمانی تو جانم سوختی، جامه را بدریدم و آهی کردم تفت، سر نهادم اندر بیابانی و رفت (لکن مولانا جوری شعر نگوید که نشود "رفت" را "رفتم" کرد). نشستم و برعکس همیشه که همه ی حضار با مشابه این اتفاق میزدند زیر خنده و مسخره بازی در می آوردند، همه ساکت شده بودند. همه غوطه ور در اختلاف نظرهایشان.

  • ۹۶/۰۶/۲۱
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

من اطلاعی از کلاس و ماجراش ندارما؛ ولی اینطوری که خوندم، به‌نظرم سوال و مخالفتِ شما، یه‌ اختلاف‌نظرِ صرف نبود. شما بهش گفتین حرفش، با منطقی که مدعی‌ـش هست سازگاری نداره. در واقع کوبیدیدش و متهم به تزویرش کردید - کاری به درست یا غلطی‌ـش ندارما - در واقع اینطور به‌نظر میرسه که ایشون از زیرِ بارِ سوال در رفتن :))

بحثش عرفانی بود. منطق پذیر نبود که بخوام مخالفت کنم.  اون موقع ها فکر میکردم همه چیز منطق پذیره و جوگیری عجیبی هم داشتم تو این قضیه.
  • دُچــــ ــــار
  • دلم برای تمرینات منطق ریاضی بسی تنگ است ...

    چقدرم مزخرف بودن یادش بخیر :))
    چقدر فهمیده و متین

    شاید !
    دمش گرم

    تا حدی!
    این مصاحبه عماد افروغ ارزش خوندن داره؛ کمی طولانی هست ولی بخونید لطفا.
    در این فضای بی در و پیکر عالم سیاست کشورمان که هر مهندس و دکتر و دو تا کتاب خونده ای فکر می کنه که بعله...
    افروغ به مسائل نگاه علمی داره؛ نگاهی علمی که فقط بعضی از درس خونده های علوم انسانی دارند و نخبه گانی از غیرعلوم انسانی خونده ها.
    کتاب فریادهای خاموش افروغ هم که روزنوشت های افروغ هست به نظرم کتاب ارزشمندی هست؛ سوره مهر چاپش کرده.

    http://etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=793

    «در این فضای بی در و پیکر عالم سیاست کشورمان که هر مهندس و دکتر و دو تا کتاب خونده ای فکر می کنه که بعله...»
    این جمله خون دله! ممنون بابت معرفیش :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">