هَشت حَرفی

توسعه در ایران

پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ، ۰۹:۳۹ ق.ظ

و اما بعد. عرض بنده این است که ما امکانات رفاه را فراهم میکنیم؛ ابزارش را در اختیار ملت قرار میدهیم ولی باز نتیجه ای نمیگیریم. به عنوان یک مثال ملموس، از انقلاب تا به الان جاده های بسیار ساختیم، ایمنی را بیشتر کردیم، تابلوهای راهنمایی-رانندگی را نصب کردیم، کیفیت و کمیت خودروهای شخصی  و عمومی را افزایش دادیم و اما نتیجه؟ آیا با این هزینه ها نباید تعداد تصادفات کمتر میشد؟ نباید امنیت جاده‌ها تامین میشد؟ در اصل چه اتفاقی رخ داد؟ جاده‌ها نا امن تر، تصادف ها بیشتر، تلفات بیشتر و آلودگی هوا بیشتر شد. 

توسعه یک بعد مادی دارد و یک بعد فرهنگی و اجتماعی. ما بعد مادی را جلو برده‌ایم؛ ولی، بعد فرهنگی، سرعتش بسیار کند است. برای اینکه واقعا توسعه ای اتفاق بیفتد هر دو بعد باید باهم و در یک سطح حرکت کنند. امروز برای اینکه مردم در روستاها بمانند و مهاجرت به شهرها نکنند، یکی از طرح های در حال اجرا این است که اینترنت پر سرعت را به روستا ببرند. این احمقانه نیست؟ کلان شهرهایمان هم جنبه ی این تغییر را هنوز که هنوز است ندارند آن وقت سرعت را به روستا ببریم؟

اگر بعد مادی از روحی و عقلانی پیشی گرفت، جامعه باید برایش هزینه های کوچک و بزرگ بدهد. اگر نحوه ی استفاده از فضای مجازی را به من یاد ندادند، مجبور به استفاده از فیلترینگ میشوند که هزینه‌بر است.  نحوه ی درست رانندگی را به من نیاموختند و مجبور به استفاده از سرعت گیر هستند.

ما در بعد اصلی توسعه بسیار عقبیم؛ اما، بحث اصلی جامعه مان مثلا در مورد همان رانندگی چیست؟ اینکه خانم ها بهتر رانندگی میکنند یا آقایان. 

  • ۹۶/۰۸/۱۱
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

  • جنابــــــــ دچار
  • میشه گفت
    قانون روح توسعه است؟

    فکر نمیکنم. قانون به قانون شکنی میرسه. کما اینکه قانون هست و سرعت غیر مجازه. کما اینکه قانون هست و مزاحمت های مجازی زیاده. عمل به قانون تا حدی میتونه موثر باشه و وقتی قانون خودش اشتباه داشته باشه فاجعه بار تر میشه. 
    روح توسعه رو اقتصاد میدونن. اقتصادی که بنیان علمی داشته باشه. این شاید اعتقاد نئولیبرال ها باشه؛ اما، دور از واقعیت نیست.
  • جنابــــــــ دچار
  • آخه اون فرهنگی که توی سایر کشورها به وجود اومده بوسیله ی قانون بوده // منظورم سختگیری در قانون عملا

    شاید هم به واسطه ی این بوده که قبل از اینکه قانونی باشه، عمل به قانون نهادینه شده و فرهنگش اومده. قانون گریزی زرنگی طلقی نشده و قانون گریزها جایگاه اجتماعیشون پایین اومده و مورد شماتت قرار گرفتن. وقتی قانون بذاری و بهش عمل نشه، صرفا قبح قانون شکنی رو از میون برداشتی و  سخت گیری نارضایتی اجتماعی به همراه میاره اون موقع. 
  • جنابــــــــ دچار
  • این باور وجود دارد وقتی به قانون عمل نشود درواقع قانونی وجود ندارد(دچار)

    قال الدچاره ؟ :))
  • جنابــــــــ دچار
  • آره ولی معقول بنظر میرسه :)

    و تا حدی بدیهیه :)
  • احمد احمدی
  • چند وقت پیش بخشی از یادداشت های دکتر پولاک اتریشی -اولین تیم اساتید دارالفنون- رو می خوندم. جالب بود که جناب پولاک به ضعف های شخصیتی درباره ایرانیان اشاره می کرد در آن زمان؛ حدود 170 سال پیش، که هنوز موجودند و رفع نشده اند. توسعه فرهنگی واقعا سخت و زمان بر است

    شاید حتی قبل تر از ١٧٠ سال پیش هم بردن. نیاز داره به روان شناسی و جامعه شناسی کنار هم :)
    چقدر منم دلم میخواست در مورد بی فرهنگی بنویسم. بی فرهنگی از بی مبالاتی و مسامحه است توو ایران. عمدیه در واقع. کاریش نمیشه کرد.
    همان حکایت همیشگی... از ماست که بر ماست...

    عمد از روی جهل یا عمد از روی فهم؟
    و این عقل، خجل ز جهل و نادانی ما...

    سرپا عقلیم اونوقت :)
    عمد از روی جهل در درصد پایینی از مردم هست.
    شکر خدا دیگه دوره زمونه ای شده همه همه چیز رو درک میکنن. عمد از روی فهمه که اذیت میکنه و به وفور مشاهده میشه.
    بینهایت مصداق هم روزانه براش هست.

    ولی بنده معتقدم اگر فهمی بود عمدی درناهنجاری هم نبود. 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">