هَشت حَرفی

عزت نفس

يكشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ، ۰۲:۱۳ ب.ظ

و اما بعد، عزت‌نفس نقطه‌ی مقابل خودشیفتگی ست. فلاسفه‌ی اخلاق درباره‌ی مقایسه و مسابقه‌ی خود با دیگری به دو شکل فکر می‌کنند. یک دسته مقایسه‌ی خود با دیگری را از بیخ‌وبن در هر زمینه و شکلی غیراخلاقی می‌دانند چرا که موجب خودشیفتگی ست و عده‌ای دیگر معتقدند باید در معنویات خود را با بالاتر از خود و در مادیات با پایین‌تر از خود مقایسه کنیم و این اخلاقی ست.  به نظر بنده هم عقیده‌ی گروه اول منطقی‌تر است، چرا که گروه دوم این را در نظر نگرفتند که همان مقایسه‌ی به ظاهر اخلاقی هم ممکن است موجب خودشیفتگی بشود و یا نشود؛ اما، نطفه‌ی خودشیفتگی را حتما همراه خودش دارد و منتظر موقعیتی ست تا پرورشش دهد. قرار گرفتن در این ورطه به هر شکلی میتواند مهلک باشد. 

در ابتدا گفتم که عزت‌نفس مقابل خودشیفتگی ست. پس هرچه به سمت خودشیفتگی پیش برویم از عزت نفس دور خواهیم شد. قبلا هم عرض کرده بودم که فضایی مثل اینستاگرام به طور جد با ایجاد فضایی برای دیدن و دیده شدن حتی از طرف نزدیک‌ترین دوستان و خانواده، پرورش‌دهنده‌ی این خودشیفتگی ست وگرنه در ساده‌ترین نمونه‌اش، چه لزومی دارد کسی عکس خودش را به اشتراک بگذارد؟ 

کسی که عزت نفس دارد جز به خودش تکیه ندارد و آن‌گاه که به خدا تکیه کرده با نگاه وحدت وجودیش به خودش تکیه کرده.

  • ۹۶/۰۸/۱۴
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

اقا شما کلاس تقویتی نمیذارین سامان ما بیاد محظرتون؟:) 

کلاس جبرانیای خودمو اول برم که خیلی عقبم :)
تعبیر قشنگی بود ولی همیشه هم اینستاگرام برای دیده شدن خود فرد نیست!!!

برای دیده شدن چی فرد هست ؟ :)
  • آقای سر به هوا ...
  • من هم با گروه اولی ها موافقم . خودشیفتگی میشه تکبر که خدا بدجوری ازش بیزاره !

    اهوم. خودشیفتگی با تفکر هم پای همَن.
  • احمد احمدی
  • و اما درباره اینستاگرام:

    ابتذال مصدر از ریشه بذل هست. مبتذل می تونه این طور هم معنی بده: بذل شده و بخشش شده. یعنی یه چیزی رو به ما میده که ما نیاز نداریم بدونیمش یا بفهمیمش یا اصلا ببینیمش، مثلا. به نظرم به خاطر همین باشه که یک آدم ظریف، برا اولین بار به یک سری فیلم گفته فیلمِ مبتذل! این مقدمه برا این بود که این توییت نفیسه مرشدزاده درباره اینستاگرام رو اینجا هم بذارم:

    آری به ابتذال جهان می توان گرفت(اینستاگرام)

    حکم اسرای ابتذال چیه؟
    مثلا اکثر مسئولین و مقامداران خودشیفته ان که اینستاگرام دارن؟!!!
    یا مثلا نویسنده ها و شاعرا؟!

    خب اولا که بسیاری از مسئولان هم ندارن و اونایی که دارن بسیاریشون ادمین دارن و خودشون نیستن که پشت اون سیستم باشن. ثانیا  واقعا نمیشه گفت اکثر همین مسئولین ما از تکبر و همین بیماری خودشیفتگی که یک اختلال شخصیتیه رنج میبرن؟
    نویسنده ها و شاعر ها و اصلا هنرمندها از قدیم الایام به حدی از هنر یا هو نر یا جوانمردی میرسیدن که ابدا حتی حاضر نبودن اسمشون پای اون اثر بخوره میگفتن کار خداست، چطور اسم مارو بزنن پاش؟ این از این قسمت ماجرا که خب تو دنیای امروز که تقلب همه گیر شده کاربردی نیست. ولی انصافا ما در حال حاضر نه نویسنده ای داریم که نویسنده(منظور نویسنده های کتب علمی نستن، همین رمان نویس ها و این جریانات) باشه و نه شاعری داریم که شاعر باشه و الگو بشه. شاعر تو کتابشه و نویسنده هم، نیازی به اینستا برای دیده شدن نداره و اگر از این ابزار یه یهونه ی رابطه با مخاطب استفاده میکنه باز برمیگرده به همون اختلال شخصیتی.
    در نهایت این تحلیل مال منه و اعتقاد منه. تعمیم که میدم استثنائات رو نباید در نظر بگیرم. ممکنه اونا اصلا باخبر نباشن از این اختلال و یا اصلا قصدشون سرگرم کردن خودشون باشه که در این صورت آدمایی که دنبالشون میکنن باید به حال خودشون تاسف بخورن و به حال همون صاحب پیج که وقت مردم رو تلف میکنه. به هرحال دیده شدنی که قبلا تو مال ها و پاساژ ها و بازار ها بود منتقل شده به فضایی مثل اینستا که از قضا همین باعث میشه مثلا خیلی از مراکز تجاری تهران و مال ها که مردم به خاطر دیدن و دیده شدن اونجا میرفتن خلوت بشن و به ضرر برسن.
    بحث یه بحث مهمه که جدی نمیگیرنش :) 
    نظرتون کاملا مورد احترامه اما به نظر من هیچ کسی عزت نفس کاملی نداره که بخواد خودشیفته نباشه! همه درصدی از خودشیفتگی رو به خودشون اختصاص میدن... هیچ کسم از دیده شدن بدش نمیاد؛ پس همه به نوعی دنبالش میرن؛ فقط ابزارش فرق میکنه! حالا الان اینستا مورد بحثه. من که میگم خودشیفتگی بد نیست ولی زیادیش خطرناکه... حتی بعضی ها هم هستن که به درجه ای از خودشیفتگی میرسن که باید بهشون گفت "ما نفهمیدیم زمان چطور گذشت که تو اینقدر سریع سرت به سقف خورده و از بالا بالاها نگاه میکنی؟!" اینا خوب نیست، زننده هست و نازیبا...
    در کل عقیه ی من اینه که همه چی رو باید به اندازه ش داشت
    و ممنون بخاطر وقتی که گذاشتید و این همه نوشتید (:

    خب فلسفه ی اخلاقی با شما شدیدا مخالفه و این فکر و سیر رو از بُن غیراخلاقی میدونه و وقتی به خودشیفتگی برسه اون رو دیگه فقط غیراخلاقی نمیدونه :) میشه خیلی چیزارو نداشت و چیزای بهتر داشت. هرچی به سمت خودشیفتگی بریم عزت نفس میاد پایین و آدمی که عزیز بودنش رو از دست میده دیگه چی داره واسه از دست دادن؟
    اوه! پس برخلاف چیزی که دیگران میگن چه آدم بی اخلاقی ام من!!!!!!!!

    قصدم جسارت نبود :) گفتم فلاسفه ی اخلاق اینطور میگن :) 
    من از زمانی که این پست شما رو خوندم و کامنت گذاشتم و نظرم رو بیان کردم به عقیده ی شما هم فکر کردم و چند روزه به این نتیجه رسیدم که حرفتون درسته و قبولش دارم (:
    پرچم سفید بالا!

    چقدرم بد که حرفم درسته و رسیدید بهش...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">