هَشت حَرفی

#انتخابات_نوشت (یک)

پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۶ ، ۱۰:۲۲ ب.ظ

بیشتر از دو سال به انتخابات مجلس مانده و اما کار ما از همین روزهای اخیر شروع شده. برنامه‌ریزی هایمان از همین روزها سنگین و پر تنش شده‌اند. هر روز یک خبر و یک اظهار نظر جدید اتفاق می‌افتد که شب‌ها در محافل نقل میشود. اویی که میخواهد نقل کند اولش یک بین خودمان باشد هم اضافه میکند که یعنی جان مادرتان بیرون درز نکند. این بین خودمان باشد حکم قسم حضرت عباس را هم میتواند داشته باشد.

ایده‌پردازی هایی هم میشود که گاهی نخ‌نما و بی‌تاثیرند، گاهی الهام گرفته شده از یک نمونه‌ی اجرا شده‌ی موفق و حتی گاهی ابتکاری و هیجان انگیز. ترکیب این دو مورد آخر و درس گرفتن از مورد اول بهترین روش است که مثل همیشه عده ای موافقش نیستند و با لابی‌هایشان قصد تثبیت خودشان را دارند. منافع خودشان را به منافع جمع و حتی منافع مردم ترجیح میدهند. اینکه چه آدم‌هایی با چه قدرتی مقابلشان بایستند ممکن است موجب تنش بیشتر یا فیصله یافتنش بشود. البته میتواند موجب تنش و بعد فیصله هم بشود. یعنی هم میتوانند در عرض هم باشند و هم میتوانند در طول هم باشند. 

گاهی حتی در همان محافل خصوصی بحث‌ها شدید و شدیدتر میشود که این یکی از نشانه‌های دموکراسی‌ست. جالب ترش آن موقع است که حضار همه واقفند دو طرف مورد بحث منظورشان یک چیز واحد است اما فقط نمیتوانند به هم بفهمانند. جالب تر آنجاست که حضار هرچه سعی کنند به آن دو طرف بفهمانند که منظور شما یکی ست و به یک هدف میرسد باز هم آن دو نفر معتقدند که نه ما حرف هم را قبول نداریم. این بحث ها گاهی بسیار لذت بخشند و کمتر پیش می آید نهایتش به خصومت تبدیل شود؛ اما، اگر خصومتی به وجود بیاید حل کردنش در زمان کم تقریبا غیر ممکن میشود.

دیگر حالا باید اگر پسر پسر پسر عموی فلانی(که خود فلانی هم اسمش را نمیداند مثلا!) هم خدا بیامرز شد، ما برویم برای عرض تسلیت. به واقع این مجالس عزا بهترین مکان برای ایجاد اتحاد و همدلی ست. اینطور: «فردا تا قبل ظهر تماس میگیرم و زمانش رو میگم پس.» و بعد تماس میگیرد:« آقای #هشت_حرفی، شما ساعت سه به همراه آقای فلانی به فلان مسجد بیاید و منتظر باشید ماهم بیایم و باهم داخل بشیم. تاج گل هم آماده ست و ما خودمون میاریم. به آقای فلانی بگو پیگیری نکنه.». حالا من این موضوع را چطور برای مادرم که همین چند ماه پیش در مجلس ترحیم عمویش شرکت نکرده ام شرح دهم و بگویم عصر پنجشنبه ای به کدامین قبرستان میروم در صورتی که عمه خانم دعوتمان کرده برای شام، خودش مثنوی هفتاد منی ست که نوشتنش از حوصله ام خارج است.

القصه اینکه بحث ها از تشکیل هیئت موسس شروع میشود و به هر چیزی ممکن است ختم شود. امیدوارم  اتفاقی که می افتد ختمش آنجایی باشد که منافع مردم فدای منافع شخصی نشود. این از اهداف اصلاح طلبانه است. کاری که ما سال نود و دو کردیم و حالا باید به آن عهد با مردم پایبند باشیم. پایبندی به «حقوق ملت» در قانون اساسی.

  • ۹۶/۰۸/۲۵
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

نه نمیشه
همش سیاسیه
هوووم؟
چقدر براتون سخته که بیخیال میزان رای ملت بشید؟بشینید یکم از بوی کتابای نو حرف بزنید...یکم!
من یکی قول میدم بشینم گوش بدم.هیچ سیاستمداری دیگه از این حرفا نمیزنه!


اگه من سیاستمدار بخوام باشم مثلا، بقیه ی نوشته هارو ببینید بیشتر از همون بوی کتاب نو حرف زدم تا این چیزا خب :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">