هَشت حَرفی

چپاوُل

شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ ، ۰۹:۱۹ ب.ظ

این واسه اینا: اونوقت اینایی که تو وانِ پر از کف، لَم میدن و ریلکس میکنن، یه کتاب هم به خاطر ژست جهان اولیش میگیرن دستشون و ورق میزنن، آب پرتقال هم احتمالا دم دستشون باشه. اینا به این فکر کردن که تو همین استان چهارمحال که بام ایرانه و خیلی از رودهای پر آب رو تغذیه میکنه، مردم تو روستاها از بی آبی، ماهی یه بار حمام میکنن و لباس میشورن، اونم تو بشکه‌های سیاهی که واسه درست کردن قیر هم استفاده میشه؟

این واسه خودم: تویی که میری میشینی تو کافه. ژست اندیشمند هزاره رو به خودت میگیری. کتاب با اسم دهن پر کن باز میکنی جلوت و یه لاته ماکیاتو با پترن قو سفارش میدی و یه تیکه کیک شکلاتی هم میگی بذاره کنارش و بعد پشت بندش یه شیک نسکافه هم میزنی و به اون اندیشمندیت کم کم یه حس شاعرانگی هم اضافه میشه، میدونی تو همین روستاهای اطراف کلان شهر اصفهان، کادر یه مدرسه‌ی ابتدایی با پونصدتا دانش‌آموز هر روز صبح هر نون بربری رو به چهار قسمت تقسیم میکنن و هر قسمت رو به یک دانش آموز میدن تا صرفا بتونن سر کلاس دووم بیارن و دو کلومم بینش یاد بگیرن؟

این واسه اونا: میدونید با این وضع مملکت داری، اون دنیا صدام حسین رو سفیدتره جلوی این مردم تا شما که؟

  • ۹۶/۰۹/۲۵
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

چیزی برا گفتن پیدا نکردم که ارزشش از سکوت بیشتر باشه... ولی با خوندن مطلب این بیت در مغزم اکو شد: تا که نادان به جهان حکمروایی دارد همه جا در نظر مردم دانا قفس است...



قفس بزرگتر واسه حیوونا التیام بخشه.
پکوندی کامنتمو که. دم شما گرم!


چرا پکوندم؟
بماند.

خب من جسارتی نمیخواستم بکنم ولی.
شعر قفس برا مردم دانا رو توصیف کرده بود. شما قفس رو برا دسته ی دیگری توصیف کردی.
پس زمینه ذهن من شعر بود و احتمالا پس زمینه ذهن شما مردمی بود که در پست توصیف کردید.
من از خوندن جواب شما شوکه شدم.
کمی تداخل واژگانی پیش اومد.


ولی من قفس برای تمام مردم از دانا و جاهل رو توصیف کردم. 
توصیفتون متین.

شاید :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">