هَشت حَرفی

نواده‌ی زمینم (یک)

دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ ، ۱۰:۴۳ ق.ظ

نه ناراحتم، نه خوشحالم، نه تنهام، نه شلوغم و نه هیچ چیز دیگه‌م. واقعیتش اینه که از پس خودم برمیام و حداقلش اینه که مُسکّن‌های روحم رو میشناسم و حداکثرش اینه که میتونم روی بقیه هم تاثیر خوب و بد (به انتخاب خودم) بذارم. قائل به دادن و گرفتنِ انرژی مثبت و منفی نیستم. نگاه چپ به زندگی دارم.

سکوت و حرف زدن با صدای خیلی بلند از ویژگی های همیشگیمه. از اولم دست من نبودن. 

اینکه از پس خودم برمیام دلیل نمیشه خودم رو بشناسم. نمیدونم کدوم یکی از این اندیشمندهای غربی بود که میگفت من اگر خودم رو میشناختم پا به فرار میذاشتم. حرف حساب میزنه. به نظرم این اندیشمندهای غربی بسیار بیشتر از اندیشمندهای خودمون حرف حساب میزنن. حالا ممکنه بی ربط بگن «تو غرب زده‌ای». من میگم کسی که از واژه ی غربزدگی استفاده میکنه احتمالا تعریف مشخصی واسه ش نداره. میگید نه؟ یه بار ازشون تعریف بخواید.

بی‌انصافم. من شاید آدم منصفی نیستم. قائل به این نیستم که آدم باید سعی کنه حتما خوب باشه. زیاد یا حتی در حد متوسط خوب بودن، خوب نیست. احتمالا آدم باید خوب بودن هاش رو صرف اشخاص خیلی خاص زندگیش کنه.

  • ۹۶/۰۹/۲۷
  • #هَشْتْ_حَرفى

نواده‌ی زمینم

دیدگاه

  • جناب دچار
  • میدونی فضایی که ما داریم توش نفس میکشیم از اندیشه های همون اندیشمندان غربی در اومده تا اینوری ها

    +بخاطر همینه اگه حرفاشون هم سازگاری بیشتری با فضا و زمانه مون دارن :)

    اگه بشه اصلا اسم اینوریارو اندیشمند گذاشت. 
    هپی نیو هدر. فقط من مربع سمت چپ رو نمیتونم بخونم. :/
    مطمئنی نواده ی زمین توصیف کاملیه؟ انقدرم خاکی نیستیم خب.. :)
    مث همیشه یه متن کامل. عالی.

    تشکر تشکر :)
    خاکی بودنش منظور شاعر نبوده احتمالا :)
    فقط جمله ی اخر و تموم.

    بله :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">