هَشت حَرفی

تصادف به یاد نماندنی

شنبه ۲ دی ۱۳۹۶ ، ۰۷:۳۵ ب.ظ

همین پنجشنبه‌ی دو هفته پیش، گفتم که خب حالا که میگن هوای اصفهان اونقدری آلوده ست که باید اصلا شهر تخلیه بشه، پس من با دوچرخه برم بیرون امروز و خیلی بافرهنگ باشم مثلا. سوار دوچرخه که میشم یه حس شوماخری عجیبی دارم. سوار ماشینم که هستم همینه، با این تفاوت که یکم عاقلانه تر عمل میکنم به خاطر جون مردم حداقل. دوچرخه دیگه فقط خودمم و لاکچری ترین تفریح زندگیمم بوده همیشه. خلاصه که به هر روشی که بگید این دوچرخه رو گازشو تخته میکنم. هر هنری هم که بخواید میتونم مسلط روش پیاده کنم.

القصه، سر یه چهارراهی اومدم بپیچم که یه یارویی با پژو داشته خلاف میومده و حواسم به ماشینی که از یه طرف دیگه داشت میومد بود. چی شدم؟ رفتم تو کاپوت اون مردکی که خلاف میومد. بعدش چی شدم؟ با سینه خوردم زمین. با سینه خوردید زمین تا حالا؟  یکی از عاداتم تو بچگی اینجوری زمین خوردن بود. چند ثانیه اصلا نمیتونستم نفس بکشم حتی. نفسم که بالا اومد یه نگاهی انداختم دیدم فقط خاکی شدم اما دستم درد میکنه. دستم رو که نگا کردم دیدم عه! انگشت شستم برعکس شده و یه شکل عجیبی داره. راننده رفت جلوتر پیاده شد. اومد انگشتم رو که در رفته بود برگردوند به حالت اولش و انقدر این دردناک بود که تصمیم گرفتم در گوشش فریاد بزنم. بعدم سوار شد رفت.  کل ماجرا واسه‌م چند ثانیه بود. همینایی بود که تعریف کردم و دیگه چیزی یادم نمیاد. بعدشم پیاده رفتم خونه با چرخ له شده‌ی دوچرخه.

امروز عصر که رفتم همونجا تا از چاپخونه بنر تحویل بگیرم، آقای فلانی واسه‌م تعریف کرد چه اتفاقی افتاده و زمانش یه ساعت بیشتر بوده، نه چند ثانیه. قضیه چی بود؟ اول اینکه سپر اون پژو افتاده، کاپوتش تو رفته، راننده تا سکته پیش رفته، اونی که انگشتمو جا انداخته همین آقای فلانی بوده، اونقدر بد رو زانوهام سقوط کردم که زنگ زدن آمبولانس و آمبولانس اومده گفته چیزیش نیست، پلیس اومده یاروی خلاف آمد عادت رو شماتت کرده و انگار سرم خورده تو شیشه و کلا گیج بودم. از همه مهم تر، ازم پرسیدن به کی زنگ بزنیم؟ اسم تورو آوردم، بعد گوشیمو خواستن که زنگ بزنن و گفتم نه نمیدم!

  • ۹۶/۱۰/۰۲
  • #هَشْتْ_حَرفى

دیدگاه

  • #هَشْتْ_حَرفى
  • چرا پس نرفتی بیمارستان دوست عزیز؟

    گفتن بریم ، گفتم عمرا پامو تو هیچ بیمارستانی نمیذارم و به افق خیره شدم.
    با چشمای گرد و دهن باز خوندم... ملت منو نگا میکردن... O-o 
    خدا رو شکر به خیر گذشته. --___--

    خیر بوده؟ :)
  • آنالیز ..
  • قالب جدید وبلاگ مبارک 
    حالا برم پستو بخوانم :))

    تشکر:)
    خوندید؟ 
  • هانیه شالباف
  • تجربه‌ای هم برای ما شد که اگه قصد رد شدن از جایی رو داشتیم، حتمن به سمت مخالف نگاه کنیم :))

    و همیشه یادتون باشه، به قوانین اعتماد نکنید!
    باز خدا رو شکر که الان سالمید جناب شوماخر:)

    احتمالا باید شکر کرد. :)
    بیشتر، «تصادفِ به یاد نمانده» بوده پس!

    عنوانم همین بوده خب :) نبوده؟
    میتونست خیلی بدتر باشه... 

    شاید هم .
  • آنالیز ..
  • عههه یادم رفت کامنت بنویسم ، آره خواندم 
    حتی چندین خاطره متفاوت تو ذهنم تداعی شد
    یادش بخیر وقتی بچه بودم اونقدر از ترک دوچرخه داداشم زمین افتادم الان بدنم ضد ضربه س :)))
    یبارم با بابام سوار استیشن بودم ،ماشین در حال حرکت در باز میشه میفتم،بعد از چند دقیقه تازه میفهمه بچه ش کنارش نیست :| دنده عقب میگیره  میبینه ملت بالا سرم ریختن 
    خلاصه خدا خواسته تا حالا زنده ماندم 
    خدا رو شکر که از سرت به خیر گذشته و سلامتی 


    شما باید از ابتدا سعی میکردید با خانواده بیرون نرید :))
  • جناب دچار
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ***** :)

    :|
  • جناب دچار
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    *** :)

    :\
  • جناب دچار
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ***

    :))
  • جناب دچار
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    **** *** **
  • آقای دیوار نویس
  • یه جوری گفتید رفتم تو کاپوت، انگار همین سر کوچه خوردید زمین :|
    الان خوبید؟! 

    خب واقعا مشکل خاصی پیش نیومده و تلطیف میطلبید. نمیطلبید؟
    خوبم فکر میکنم :) تشکر!
  • یک بلاگر
  • چه تصادف عجیب و سختی ...

    خیلی سخت نبود ولی جدا عجیب بود :))
    خدا بد نده! پاتون طوریش نشد آخر؟

    نه خوشبختانه :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">