هَشت حَرفی

آسمان را جستجو کن

جمعه ۱۷ فروردين ۱۳۹۷ ، ۱۱:۵۱ ب.ظ

باران میبارد. درست مثل اولین باری که ناخودآگاه به بودنم کنارت و بودنت کنارم فکر میکردم. طعم زندگی به شیرینی قطره های باران بود بر زبانم. آن بالا، آزاد، رها و دشتی وسیعِ وسیعِ وسیع. هزاران رویا در سر. و چه آرزوهای شکوهمندی برای خودم داشتم. یک عالم ترانه های سرمستی و شادانه که منتظر سرودن بودند، منتظر من بودند.

و چه بسیار درد و جراحت هایی که چشمان خیره به آن دشت وسیع نمیدیدشان.

باران میبارد درست مثل آن شبی که ماه آبی را برای چشمانم خواستی.

زندگی، زندگی نمیشود تا وقتی که تو مثل بهار سال قبل، جانت آرام نگیرد.

  • ۹۷/۰۱/۱۷
  • #هَشْتْ_حَرفى