هَشت حَرفی

مسکن ایشان نزد شارع عام

پنجشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۷ ، ۰۱:۰۵ ب.ظ

میگن آدم سیاسی بود. مشکل اصلیش با سرمایه داری بود. با هرزه‌گویی هم مشکل داشت. ضربه هم زیاد میخورد واسه خاطر آدما. مهم نبود واسه ش. در بند آدما؛ ولی، نبود. کالبد و وجه مردم و خودش واسه ش اهمیتی نداشت و به خاطرشون ناراحت یا خوشحال نمیشد. جذابیتی نداشت. این ویژگیش اطرافیانش رو اذیت میکرد؛ چون، ناگزیر شبیهشون نبود. یه جیپ داشت و اغلب اوقات تنها بود. دیوانه ی رانندگی هم بود. گاهی اگه دنبالش میگشتی پیداش نمیکردی و یه موقعی که نمیخواستی باشه، همیشه بود. کسی نفهمید واقعا بودنش خوبه یا نبودنش یا جفتش بده یا جفتش یکیه؟ تکیه میداد به ماشینش، اون افق دور صحرا رو تا قله ی کوه، به تماشا مینشست. فاتح، غالب، عاشق، ثابت، بی‌تاب.

سیگار تو دستش بدمستی نمیکرد؛ چون، با هرزه‌گویی هم مشکل داشت.

چون با هرزه گویی مشکل داشت، فرمون ماشین تو دستش موم بود نه عسل.

  • ۹۷/۰۱/۳۰
  • #هَشْتْ_حَرفى