هَشت حَرفی

شاهنامه

شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ ، ۰۶:۵۶ ب.ظ

صبح امروز با کف دست روی یک هندوانه ضربه میزدم که موبایلم زنگ زد. ناشناس بود. با شست دست راستم،  فرو کردمش داخل جیبم و باز هندوانه ی دیگری را انتخاب کردم. سه بار زنگ زد. متوجه شدم، ناشناس کار واجبی باید داشته باشد و پاسخ دادم.

- آقای هَشت حَرفی؟
بله بفرمایید!
- شما کی تو آزمون فلان شرکت کردید؟
مگه من تو آزمون فلان شرکت کردم؟
- نکردید؟ مگه شما هَشت حَرفی و فلان و فلان نیستید؟
چرا!

  یادم آمد!

بله بله، پارسال تابستون، مردادماه بود فکر میکنم. دو تا مصاحبه هم داده بودم. چطور؟
- خب میتونید از این به بعد با ما کار کنید به عنوان مشاور؟
مشاور؟ مشاور چی؟
- تشریف بیارید اینجا تا بیشتر صحبت کنیم. 

امروز عصر بعد مدت ها رسما مشاور شدم. نه مشاور کنکور و این مزخرفات جهان سومی که عده ای احمق کلاش مشغولش شده اند که مشاوره ای که میتواند یک آدم را صاحب خانه کند، یک نفر صاحب خودرو شود و دیگری کسب و کاری راه بیندازد. من دوست دارم عددهایی را که پشتشان ارزشی لَم داده. بورس را و پول را و همه ی این ها را. از بین صدها نفر بعد یک سال انتخاب شده ام. بابتش خوشحالم. 

اگر کسی میخواهد متوقفم کند فقط میتواند کور بخواند، همین. آنقدر بی جنبه ام الان که دیگر اصلا خدا را هم بنده نیستم!

  • ۹۷/۰۲/۲۹
  • #هَشْتْ_حَرفى

شما بنویسید

  • آقای هیچ‍ ‌‌
  • مبارک باشه ... امیدوارم همیشه موفق باشین  :)

    خیلی خیلی ممنونم :)
    سلام. فراوان تبریک.
    منم با یه گروه مشاوره برا توسعه کسب و کار همکاری میکنم. همیشه طرحهایی میدن که عمرا به ذهن ادم نمیرسه.
    امیدوارم موفق و سلامت باشید.

    خون دل میخورن واسه طرح هاشن :))
    مبارک‌ باشه:)
    تو این وضعیت مالی جامعه انصافا حتی به مشاور مراجعه کردن هم سخته چه برسه بخوای بری پیشش برای خرید خونه و ماشین و ... :))

    تشکر :)
    نه اینکه مشاوره داده بشه واسه خرید خونه و ماشین، مشاوره داده میشه واسه سرمایه گذاری. 
    آهان، الان متوجه شدم:)
    موفق باشید ان‌شاا...:)

    ممنونم :)
    سلام. علی رغم دریافت  یک خبر خوب، خیلی تند و عصبانی نوشته اید. کمی لطیف تر .... کمی آرام تر .... 

    گاهی عصبانی بودن نیازه وقتی  تو اوج تنهایی و طردشدگی به جایی میرسم که فکرشو نمیکردم. 
    عجب توجیهی :) 

    توجیه خوبیه؟
    به نظرم اصلا نه 

    چرا؟
    آقا تبریک :-)

    ممنون ! :)
    واقعا خوشحال شدم بعد از یه عالمه پستِ ... یه پست خوندم که توش نویسنده خیلی خوشحاله!
    انرژیتون تقسیم شد :)
    موفق باشین ان‌شاءالله :)

    این همه انرژی گرفتم همیشه، یک بار هم انرژی بدم!
    مبااااارکه آقای بی جنبه :)

    الان که یک مقدار گذشته، حس میکنم جنبه م داره همینجور کمتر هم میشه اصلا.
    خستگی پست قبل از دوشم برداشته شد (: 
    خیلی خیلی تبریک میگم 
    ان شاءالله همیشه خوش خبر باشید 

    لطف دارید :)
    اوه اوه 
    بدتر شد که. فکر می کردم بهتر میشه بعد از گذر زمان :)

    جوگیری خاصی جریان داره!
    :) چه خوب
    تبریک میگم،ایشالا توی مجموعه خوبی کار کنید و درگیر یسری حاشیه هایی که توی مجموعه های جهان سومی متداول هست، نشید.

    باید سرم به کار خودم باشه. قبلا تجربه ش رو داشتم کمی.
    باید جریانش رو مسدود کنیم :)

    وزارت نیرو نیازه تا پروژه ی سدسازی هاش را با شوق ، در این عرصه ادامه بده.
    لی لای لای لی لای لای
    مباااااارکه اقاااااااا:))) ^______^ تا باشه از این تلفن ناشناسا و این خبر خوبا:) 
    بعدشم! شمایی که خدارو بنده نیستی دوست عزیز:-D شیرینی ما چی پس!؟ همین جوری خشک و خالی که نشد اخه برادر من! لا اله الا الله:))))))))) 

    ممنونم ممنونم :)
    خشک و خالی کلاسش بیشتره خب!
    اوه اوه 
    من دیگه حرفی ندارم :)

    یه جایی تو تاریخ معاصر، محمدرضا پهلوی برمیداره تلفن رو هر شب زنگ میزنه به علی امینی و اوضاع رو واسه ش شرح میده. علی امینیم هر چی شاه میگه و هرکار میخواد بکنه تایید میکنه. از اون متن خوانی شاهنشاه آریامهرشون که رسما اون مقدار وجهه ی نیمه خدایی (!) که بین قشری از مردم داشت رو کان لم یکن کرد، تمجید میکنه و میگه نه باریکلا اتفاقا فوق العاده  موثر بود و آخوند و توده ای رو عقب نشونده. همین امینی میدونست کارش تمومه شاه و احتمالا کلی هم به حرفای شاه و اقداماتش میخندیده. مثل شاپور بختیار نبود که دم مرگ حکومت بیاد بشه مسخره ی عام و خاص و بعدشم فرارکنه و خارج کشور بشه دلقک. ربطش چی بود؟ انقد نوشتم که اصلا ربطش یادم رفت! آها، ربطش اینه که آدم باید مثل علی امینی و علی فروغی و اینا باشه. جو گیریاش و بی جنبه بودناش رو تو جوونیاش تکمیل کنه. تا مثل الاغی باشه که یونجه رو میفهمه و بعد در میانسالی و پیری در چراگاه نصیحت گاوی سیر باشه. 
    یعنی چنان پاسخ پروپیمونی دادی که دهانم دوختی :)
    مخصوصا از تاریخ با یک تاریخ خوانده حرف زدن بسی لذتبخشه:) و خوبه که تو هم تاریخ بلدی :)

    خوندن تاریخ لذت بخش ترین بخش مطالعاتیمه. یه زنگ تفریح خیلی مهم و اثرگذار. مثل میان وعده های غذایی که جلوگیری میکنن از لاغری و اضافه وزن. کتاب های منحصر تاریخی که خوندم یکیش تاریخ جهان کریس هارمن بوده، سه جلد نگاهی به تاریخ جهان لعل نهرو بوده، ایران بین دو انقلاب و تاریخ ایران مدرن و کودتای یرواند آبراهامیان و تاریخ جهان ارنست گامبریج و پهلوی اول رضا مختاری. یعنی تعداد خیلی کمی خوندم دراین رابطه؛ اما، همین ها هم خیلی طول کشیده و عمیقا لذت بخش بوده. یه مقدارم فلسفه ی تاریخ خوندم در حد اونچه که ویل دورانت تو کتاب لذات فلسفه ش نوشته.  از پهلوی دوم هرچی میدونم برمیگرده به سایت تاریخ ایرانی و مصاحبه های حسین دهباشی. دوست دارم کتابای بهتری رو درباره ی تاریخ معاصر هم بخونم غیر از یرواند آبراهامیان. میتونید معرفی کنید؟
    عالی حاجی

    ان شاءالله که برا خودت و مشاوره شوندگانت! پر از برکت باشه!

    راستی معادل اقتصادی برکت چی میشه؟

    واسه من؟ 
    برکت، معادله ش انصافه شاید. معادله یِ یک جمله ایِ بی مجهول.
    بابا شما دست تاریخ خونده ها رو هم از پشت بستی از بس کتاب خوب خوندی. آبراهامیان که یکی از خوب هاست و تاکید می کنم همچنان کاراش رو بخون. تو تاریخ معاصر کتاب ایران بین دو کودتای داریوش رحمانیان که سمت چاپ کرده هم خوبه. یک کلیتی از برخی کارهای رضاشاه ازش درمیاد. در مورد تاریخ معاصر البته کتاب بیشماره و از اونجایی که تاریخ بسیار گسترده است باید بدونی چی میخوای از این دوره بدونی. ولی به طور کلی کتاب هایی مثل:
    تجدد و تجدد ستیزی در ایران از عباس میلانی 
    خواب آشفته نفت از محمدعلی موحد
    نظام ارباب غایت از حمید عبداللهیان 
    درخشش های تیره از آرامش دوستدار 
    همه مردان شاه از استفان کینرز
    تاریخ 25 ساله ایران از غلامرضا نجاتی 
    برآمدن رضاخان از سیروس غنی 
    مشروطه ایرانی از ماشاالله آجودانی 
    ایران در دوران سلطنت قاجار از علی اصغر شمیم 
    دین و دولت در ایران از حامد الگار 
    نخستین رویارویی اندیشه گران ایرانی با دو رویه تمدن غرب از عبدالهادی حائری
    و به طور کلی آثار فریدون آدمیت.
    تو همین معرفی کتاب هم مشخصه که چقددددددر تاریخ گسترده است و چقدر موضوعاتش متنوعه.

    چقدر همه اسماشون خوبه! چندتاشون روهم تو قفسه های کتابفروش ها دیدم قبلا و نمیدونستم چجورین و تصور میکنم نمیشه کتاب تاریخی رو مثل کتاب های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی با یه تورق خرید. باید از کسی اونارو خوب خونده باشه پرسید. غیر از اونی که میلانی نوشته به خاطر زاویه ای که با تفکرش و پیشینه ش دارم، بقیه رو حتما حتما میذارم تو لیست فایل اکسل. ممنون از وقتی که گذاشتید :)
    خیلی هم عالی 
    خواهش می کنم. وظیفه بود :)

    لطف کردید خیلی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">