هَشت حَرفی

گوشه‌ای از فلسفه‌ی بی‌رحمی

پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ، ۰۱:۱۱ ب.ظ

فردا هجدهم خرداد، بیست و سه ساله میشوم. میخواهم مهم ترین و هیجان انگیز ترین درسی که از این بیست سال کشف و درک زندگی، آموخته ام را برایت شرح دهم. چون شروع فهم این اتفاق هیجان انگیز، بازار بوده و بعد سیاست، پس خیلی ساده از بازار شروع میکنم. طولانی ست ولی مطمئن باش به خواندنش می ارزد.

ما یک اصطلاحی در بازار داریم به نام حرکت گَلّه ای. مثلا میبینی یکهو همه در صف فروش سهمشان قرار گرفته اند و یا همه در صف خرید سهم هستند. بسیاری از آدم ها چه با آگاهی های قبلی و چه بدون آگاهی، در این مواقع اسیر هیجان میشوند و به آن صف ها میپیوندند. با یک مثال ملموس توضیحش میدهم که جزئیاتی را هم در خودش جای داده. گله ای از گوسفندان را تصور کن که در دشتی میچرند. یکی از گوسفند ها چند متر آن طرف تر علف های تازه و خوبی را میبیند و به سمتشان حرکت میکند. بقیه ی گوسفند ها هم متوجه آن حرکت میشوند و همه به دنبالش میروند. در نهایت آن علف ها به همان گوسفند اول یا معدود گوسفندهای اول صف میرسد و شاید سودی ببرند؛ اما، بقیه سرشان بی کلاه میماند. روشن بود، اینطور نیست؟ این همان حرکت گله ایست که فکر میکنم مهم ترین و اساسی ترین بخش روان شناسی انواع و اقسام بازارهای جهانی ست. بعضی ها هم که اعصابشان از این حرکت خرد باشد، میگویند بازار، گوسفندی ست.

پس تا به اینجا باید حرکت گوسفندی را فهمیده باشی. حالا یک مثال ملموس برای هم نسل هایم میزنم و بعد به نکته ای در دل این مثال اشاره میکنم که باز از همان روان شناسی بازار نشات گرفته. مثال ملموس این است: کنکور. پانزده سال پیش، به علت وضعیت خوب مهندس های آن موقع(همان گوسفندهای اولیه)، رشته های مهندسی برق، مکانیک، عمران و کامپیوتر در صدر رشته های پر طرفداری بودند که همه برایشان سر و دست میشکستند. کمتر از ده سال بعد شاهد خیل عظیم دانش آموخته های این رشته ها بودیم که همه ناراضی بودند. حالا پزشکی رشته ای بود که سرو دست شکستن داشت. پزشکی در همان قله ی پانزده سال قبل مهندسی قرار داشت.

چه شد؟ بچه دبیرستانی ها دیگر سمت رشته ی ریاضی نرفتند، که اگر سود نمیکنند، زیان هم ندهند. در روان شناسی بازار به این حرکت میگویند پشیمان گریزی خنثی. از مهندس ها عده ای ناراضی بودند و پشیمان؛ ولی، در عین نارضایتی، همان جا به رشته شان وفادار ماندند و بیشتر خواندند که شاید روزی این زیان ده بودن تمام شود و ضررهای وارده ی گذشته را فراموش کنند. به این دسته میگویند پشیمان گریزهای منفی. از مهندس ها عده ای سرشان را که بی کلاه دیدند برای اینکه از سود عقب نیفتند و به بقیه برسند، دوباره کنکور دادند و وارد پزشکی که حالا در قله ای که چند سال پیش مهندسی قرار داشت شدند(همان شرایطی که قبلا تجربه کردند). به این امید واهی که سودهایی که جامانده اند را به دست آورند و اینکه نکند دیر بشود و عقب بمانند. این ها پشیمان گریزهای مثبت هستند. البته که مفهوم منفی و مثبت اینجا به معنای خوب و بد بودن نیست. اصولا پشیمان گریزی رفتاری گله ای به خاطر ضعف در منطق و تحلیل است که به آن میپردازم.

رفتار گله ای به خاطر هیجان به وجود می آید. هیجانِ اینکه همه دارند میفروشند تا زیان نکنند یا همه دارند میخرند تا سود کنند؛ پس، من هم نباید  از این سود و زیان ها جا بمانم. علم به ما چه میگوید؟ علم به ما فرمان «داشتن دید بلند مدت» را میدهد و به همین سبب، ابزاری شگرف در اختیارمان قرار میدهد به نام تحلیل منطقی. در بازار دو نوع تحلیل داریم، «تکنیکال»(فنی) و «فاندامنتال»(بنیادی) که توضیحشان میدهم.

تحلیل تکنیکال میکنی تا روند صعوی یا نزولی را پیش بینی کنی. به موقع وارد شوی و به موقع خارج شوی، به موقع بخری و به موقع بفروشی، اهمیتی نمیدهی که بقیه چه میکنند. بازار به توده ها، به افراد، به حقیقی، به حقوقی و حتی به خودش هم رحم نمیکند، بازار فلسفه ای چون زندگی دارد.
تحلیل فاندامنتال میکنی تا بدانی آیا این سهم، این کالا، این چیزی که قرار است بخری یا بفروشی، آینده ی خوبی دارد که برای خریدش اقدام کنی یا آینده ی بدی دارد که آن را بفروشی؟ می ارزد یا نمی ارزد؟ اهمیتی ندارد که بقیه همه دارند میفروشند و یا همه دارند میخرند، تو به خودت تکیه کرده ای و چه سود کنی و چه زیان، برای بازار مهم نیست، برای خودت مهم است. سود کنی که تشویق میشوی و زیان کنی خودت مسئولی و راحت کنار می آیی و به آموخته هایت افزوده میشود تا تکرار اشتباه نکنی.

رفتار گله ای و پشیمان گریزی هایش همه جای دنیا اتفاق می افتد و اینجا که جهان سوم است خب طبیعتا بیشتر هم باید باشد و از قضا تحلیل گران سودهای بسیاری از این رفتار آدم ها به دست می آورند. 

نباید چشم بسته و از سر هیجان با گله حرکت کنی و رفتارهایشان را تقلید کنی. توده ای نباش. گله را ببین، مقصدشان را ببین، خونسرد باش، با دید بلندمدت منطقا تحلیلش کن و بعد تصمیم بگیر برای رفتن یا ماندن، اقدام یا سکون، صحبت یا سکوت، خرید یا فروش  و جانانه مدافع تصمیمت باش.

این را هم از طریق تجربه و شکست های زیاد و هم از طریق آموزش هایی که از سر کنجکاوی، استیصال و دردمندی، خودم پِی شان را گرفتم آموختم. پشت بحث های روان شناسی بازار، پر از آدم هایی ست که زندگیشان نابود شده. پر از آدم های ناامید، خسته و فراری ست. زندگی هم به مانند بازار، به آدم های فراری که نمیجنگند و تسلیمند، رحم نمیکند. زندگی به آدم های ترسو که خودشان را محکوم به شکست میدانند، مجال نمیدهد. آن ها در دنیا و آخرت زیان کارند. 

و اگر عمیق تر شویم، باید بدانیم که امید تنها راه زنده ماندن بشر است و به همین علت نا امیدی را گناه کبیره میدانند. گلّه ها تو را ناامید و خسته میکنند.

  • ۹۷/۰۳/۱۷
  • #هَشْتْ_حَرفى

شما بنویسید

اوایل پست دقیق شدم و صدای ریحانا رو ساکت کردم تا با تمرکز بیشتری بخونم. دو پارگراف مونده به اخر بودم که هی به خط پایین پست نگاه میکردم و میگفتم وای! تموم نشو اقا! لطفا تموم نشو! 
چه قدر دو پارگراف اخر خوب بود. چه قدر چه قدر چه قدر همچین توضیحی برای جامعه طفلکیمون لازمه! 
بریم یه گوشه ای اینارو برا خودمون بنویسیم. :)

ذکر کنیم که تولد تولد تولدت مبارک:) ایشالا صد و بیست سالگیتون اقا:) عمر پربارتون پربار تر:) گمون میکنم پارسالم تولدتون رو تبریک گفته بودم. (!؟) چه خوبه که سالها دورهمیم:)  
[جعبه شیرینی را بین مخاطبین وبلاگ دور میگرداند. معصومه جان شما دو تا بردار یکیش رو بده علیرضا:-D ]

موزیک متنم میذاشتید باشه جذاب تر میشد حتما! خوبیش اینه که تموم شد و به اطناب و ابتذال نرسید.

بسیار ممنونم از تبریکتون! هشت حرفی پستاشو میخوره، نمیدونه پارسال چی شده اینجا اصلا! 
عکس پستم که نگم چه قدر عشقه:) 

عکس گویاتر از متنه.
  • خورشید ‌‌‌
  • چه حرف‌های خوبی و چه وقت خوبی برای شنیدن این حرف‌ها‌. تشکر.

     + و تولدت مبارک هشت‌حرفی. :-)

    امیدوارم مفید بوده باشه خیلی.
    + خیلی ممنونم !
    خب برای اینکه ادمی پیرو گله نباشه باید نگاه و دیدش متفاوت از عوام باشه و این خودش یک خوراک ذهنی خوب میطلبه....اینکه موسیقی خوب بشنوه، فیلم خوب ببینه، کتاب خوب بخونه و از اون سطحی نگری فاصله بگیره و ذهنش پویا باشه.....سخته خدایی. توی این عصر تکنولوژی حواست نباشه بجای اینکه تو مدیا رو انتخاب کنی و تسلط داشته باشی، یهو میبینی که رفتار و فکرت توسط مدیا داره کنترل میشه

    +تولدت هم مبارک :)

    موسیقی و فیلم و کتاب نمیتونن دید رو درست کنن. نحوه ی مراجعه به اونها دید رو عوض میکنه. شما باید سنجشگرانه اندیشی رو یاد بگیرید و سواد رسانه ای در حد یک انسان امروزی رو یاد بگیرید. اونوقت خوراک ذهنی رو تربیت بدید. وگرنه هرکسی از راه میرسه یه گوشه از ذهنش رو با فیلم و موسیقی و کتاب به شم تحمیل میکنه و سردرگم میشید.
    + خیلی ممنونم!
    اول که گفتید مطمئن باشید خواندنش می ارزد با خودم گفتم تو بعضی از پست های قبلی که آقای هشت حرفی می گفتن نخونید مهم نیست و این حرفا و از قضا خیلی هم خوب بودن، حالا این رو که تشویق به خوندنش می کنن دیگه چه شاهکاری میتونه باشه که الحق فوق العاده بود... 
    تولدتون هم بهتون تبریک میگم و امیدوارم تو سال های آینده تجربه های دل نشین و شیرینی رو بدست بیارید (: 
    من هم دقیقا با مثال کنکور توی زندگیم به این نتیجه ها و تجربه رسیدم و دارم طبق تحلیل فاندامنتال پیش میرم، فقط از این که اشتباه کرده باشم می ترسم...! 

    از اینکه اشتباه کرده باشید نباید بترسید. باید آماده باشید. آماده ی اینکه اشتباه کرده باشید. مسئولیتش رو بپذیرید. اونوقت اشتباه رو هم  می پذیرید و اصلاحش می کنید. 
    از تبریکتون متشکرم !
    تولدت مبارک.

    از توضیح شفافت سپاسگزارم. خیلی خوب بود.

    خیلی ممنون!
    خواهش میکنم!
    تولدتون مبارک باشه:)
    دوم اینکه الان که فکر میبینم چقدر حرکت گوسفندی داشتم:/خداروشکر این حرکت رو تو موضوعات مهم و خاص که اثر گذاری زیادی داره انجام ندادم:/


    خیلی ممنونم!
    به هرحال حرکت گوسفندی رو همه دارن و داشتن و خواهند داشت. مهم اینه که متوجه باشن این حرکته گوسفندیه.
    اول هشت کلمۀ اول پست، بیست و سه. بیست و سه سالگی سن عجیب‌غریبیه. پر از تجربیات عجیب و غریب. پر از انتخاب‌های عجیب و غریب. دیگه سفارش نمی‌کنم. بیست و سه سالگیت مبارک. 
    .
    و در ادامه، جایی می‌خوندم پشت سر هر شخص موفقی یک گورستان از افراد شکست خورده وجود داره. ولی خب شکست نباید دلیلی برای تلاش نکردن باشه. چون به قول خودت زندگی به آدم‌هایی که تسلیم هستن رحم نمی‌کنه. همینقدر ناجوانمردانه.

    سفارش، احتمالا تا آخرین روز بیست و سه سالگی میمونه تو ذهنم و شاید بعدا منم مثل شما به یه عالمه آدم  دیگه بگمش.
    تولدت مبارک! :)

    امید :(


    بسیار متشکرم!
  • آسـوکـآ آآ
  • امروز تولدتونه
    مبارکتون باشه و اینکه تجربه های شیرین و دلچسبی داشته باشین تو سالهای آینده زندگیتون :)

    خیلی خیلی متشکرم از حضورتون و آرزوهای خوبتون برای بنده!
    آه... 
    امید، امید، امید 
    اما نه برای ما 

    برای دونده ی آتنیِ ماراتون چی؟
    سلام دوست خوب خوش آتیه.

    تو با این همه فکر خوب و نگاه خوب، چرا نوشته هات بوی غم منفی میده؟
    و چرا تدریس - برخلاف من- برات نشاط برانگیز و جوون کننده نیست؟

    جواب هیچکدوم از سوال هاتون رو "خوب" نمیدونم. مدت هاست که تدریسی نداشتم. یعنی نذاشتن که داشته باشم و بعد که گذاشتن، دیگه نخواستم. آدم زده میشه به این ترتیب. 
    واینکه زندگی نمودارش سینوسیه، گاهی کف دره، گاهی قله.
  • احمد احمدی
  • اول اینکه تولدت مبارک برادر

    دوم هم اینکه ممنون از این گران خریدن و رایگان دادن تجربیات

    ممنون از شما !
    چه عالی طور مینویسین. ممنونم.
    خداراشاکرم که با وبلاگتون آشنا شدم  و از حرکت های گله ای بسیاری که داشتم آگاه شدم:|

    خیلی خیلی ممنون که میخونید هشت حرفی رو! 
    شاید هم :)

    یعنی برای اون هم؟
    الان من فرق تکنیکال و فاندامنتال رو نفهمیدم. جفتش شد اینکه کی بخری/وارد بشی یا کی بفروشی/خارج بشی.

    و اینکه من پارسال یه بار قصد کردم یه کوچولو بازار ارز دیجیتال رو امتحان کنم، چند تا گرده وارد شدم از همین گله و اینا حرف میزدن، نهنگ هم داشتن البته! گاهی می‌گفتن از فلان جا سیگنال گرفتم بخرید یا نخرید یا فلان. دیدم هیچی حالیم نمیشه و از طرفی پول‌ها به طریقی از دستم خارج شد، وارد نشدم اصلا. ولی برام سوال شد که چطور این تشخیص‌های تکنیکال و فاندامنتال رو میذارن، حتما مطالعه و تجربه و صبر زیادی میخواد. این پست واسه کیه؟ کسی که تا چه حد با اقتصاد آشنا باشه؟ اونایی که قصد ندارن وارد بورس و اینا بشن ولی به طور محدود و مختصر میخوان سرمایه‌گذاری تو ارز، طلا و... داشته باشن باید چیکار کنن؟

    فرق این دو تحلیل تو اینه که تکنیکال یک تحلیل برپایه ی روان شناسی بازاره و آینده رو پیش بینی میکنه و میگه احتمالا کی بخری و کی بفروشی. فاندامنتال، یک تحلیل خیلی تخصصیه با اعداد و ارقام شرکت ها و بازارهای جهانی سروکار داره و تایین ارزش سهم و دیگر اقلام رو میکنه. دو مسیر جدا از هم هستن.
    ببینید برای اینکه بخواید سرمایه گذاری خوب داشته باشد باید چند میلیون خرج آموزشی بکنید که بیش از صدوپنجاه ساعت باشه(تکنیکال، فاندامنتال و روان شناختی). خیلی چیزها رو باید یاد بگیرید و همرمان تجربه کنید. پس تمام این همایش های رایگان و آموزش های رایگان، بدون سود و اکثرا به علت توهمی که ایجاد میکنن باعث زیانن. در مورد ارز دیجیتال باید خدمتتون عرض کنم که ایران فعلا قانونی براش نداره، اگر بخوان قانونی براش ترتیب بدن باز ورود به اون همگانی نیست. علاوه بر آموزش های بسیار نیاز به این داره که زبان انگلیسی فردی که میخواد وارد بشه سطح خیلی بالایی داشته باشه تا بتونه مقاله ها، آموزش ها، فیلم ها و همچنین اطلاعات مربوط به نوع معامله و روندهای اون بازار رو خوب بفهمه. اگر فردی همه ی این شرایط رو داشته باشه و ایران هم نباشه، باز تا یه حال کسی به صورت قطعی نگفته که ورود به این بازار حساب شده ست و میشه سرمایه گذاری حرفه ای باشه.

    اما پست های هشت حرفی اصلا اقتصادی نیستن. امیدوار بودم روند پست بگه که ربطی به اون قضایا نداره که موفق نبوده احتمالا. خواستم یک قسمت از روان شناسی بازار رو تعمیم بدم به کل زندگی تو این دو تا پست.
    و بعد در مورد محدود و مختصر بودن سرمایه گذاری. سرمایه گذاری در هر عرصه ای، بورس، طلا، ارز، آتی، کالا و انرژی به علم نیاز داره و حداقل علم برای این سرمایه گذاری های ریسک دار، تحلیل تکنیکاله. شما اگر تحلیل تکنیکال رو یاد بگیرید تو هر بازاری میتونید وارد بشید و مطمئن باشید حداقلش اینه که سودتون از ضررتون بیشتر خواهد بود. اما اگر بخواید مثل بانک باهاش برخورد کنید که بدون ریسک باشه طبیعتا ممکن نیست. 
    ممنون از توضیحات
    اون چیزی که تو این دو پست میخواستین بگین رسید بهمون، نگران نباشین. ولی چون شما مشاور بورسین، گفتم یه مشاوره‌ی مجانی هم بگیرم! حالا شاااید باز بعدها هم مزاحم شدیم :)

    + بیست و سه سال و چهار روزگی به اندازه‌ی بیست و سه سالگی حق داره تبریک دریافت کنه! بیست و سه سال و چهار روزگیتون مبارک :)

    هر وقت هر سوالی داشتید بپرسید! اتفاقا چون من تازه دارم تجربه میکنم، خیلی خوبه جواب دادن به سوال ها و جالب تر اینه که برعکس بقیه ی عرصه های فعالیتی در ایران، ما بورسی ها به این نتیجه رسیدیم که هرچی آموزش رو ناب تر و حرفه ای تر و همگانی تر کنیم، سود بیشتری به خودمون میرسه. 
    + خیلی ممنون از لطفتون!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">